برای ارزیابی هوش سیاهپوستان، از ابزارها و اسباب بازی سفید پوستان استفاده می شود

دروغ برسه قسم است: معمولی ، شاخدار ، آمار!

استاد پیشکسوت اقتصاد دکتر صدیقی، از اساتید اینجانب در دانشگاه تهران میگفت: دروغ بر سه قسم است: دروغ معمولی ، شاخدار و آمار! منظور ایشان هم، همان بود که شما فهمیدید! البته دروغ معمولی را آدم های معمولی: یا حقیقی می گویند که: برای نفع شخصی یا فرار از: مسئولیت های فردی است. ولی دروغ شاخدار را شرکت ها، یا اشخاص حقوقی با تبلیغات وسیع بیان می کنند. مخصوصا بانکها که برای: خالی کردن جیب مردم، از هیج فرمایشی دریغ ندارند. اما نوع سوم مخصوص غربی ها است. مثلا موسسه گالوپ، از چند نفر سوالی می کند، بعد با تکنیک های آماری، راستی آزمایی کرده، آن را به همه جهان نسبت می دهد. این دروغ های آماری، از زبان کسانی بیان می شود که: از جامعه آماری فاصله دارند. چون اغلب آنها از قشر مرفه جامعه هستند، لذا درد اصلی مردم را نمی فهمند. اگر خود را به نفهمی بزنند! بهتر است تا اینکه ژست فهمیدن: درد مردم را بگیرند. مثلا می گویند دکتر آخوندی وزیر مسکن، پس از بازگشت از سفر لندن! فرمایش فرمودند ما قیم مردم برای: بازسازی مناطق زلزله زده نیستیم، به قول راوی، وی  از بالای تاور بریج، به زیبایی رودخانه تایمز لندن، نگاه کند و لذت ببرد، بهتر است تا اینکه ذهنش را، با زلزله آزار دهد. در پنجمین همایش ملی مدیران فناوری اطلاعات، نماینده موسسه ایرانداک، به نتایج جالبی اشاره کرده: بیشترین تحقیقات در مورد کشاورزی، در استانهایی صورت گرفته که: کشاورزی چندانی ندارند.: بیشترین مطالعه در مورد کم آبی، در استانهایی صورت گرفته که: مشکل کم آبی نداشته اند! مثلا در سیستان و بلوچستان، اصلا پایان نامه ای در مورد: کم آبی نبود و یا در استان یزد. این معنی خطرناکی دارد. به زبان آماری، همبستگی معنی داری با: ضدعلمی بودن تحقیقات دارد. به عبارت بهتر یعنی: دانشجوی مازندرانی یا گیلانی، که در ربزش باران های شدید! بزرگ شده طبیعی است که: اگر راجع به یزد یا سیستان و بلوچستان، تحقیق کند کم آبی را اثبات می کند! به گفته ضرب المثل فارسی : از کرامات شیخ ما این است : شیره را خورد و گفت شیرین است. عکس این موضوع این است که: از نظر مردم سیستان و بلوچستان، مشکل اصلی و فرعی، اصلا کم ابی نیست! آنها با کم ابی رشد کرده، به آن عادت دارند. درست مثل اینکه استاد آذربایجانی، در مورد گرمای خوزستان داد سخن بدهد! مردم خوزستان خونگرم هستند، و با گرما و شرجی بزرگ شده اند، اما این استاد که در میان برف و بوران و: کولاک و سرمای زیر صفر! بزرگ شده معلوم است که گرمای خوزستان، برایش یک فاجعه است! در مورد زلزله هم شاهد بودیم که: مردم منطقه از کمک ها راضی بودند، و تشکر می کردند ولی: بچه های خوزستانی! ممکن بود بگویند: سرما وباران قابل تحمل نبود، و مردم از ان ناراضی بودند. چون آنها ممکن است: گرمای چهل درجه را تحمل کنند، ولی سرمای زیر چهل درجه را نمی توانند. می بینیم هرچه فاصله محقق و: آمار گر از منطقه یا جامعه آماری، دور تر باشد قضاوت او و: فرضیه سازی هایش دروغ تر، و نارساتر می شود. حالا ببینید که یک نفر در آمریکا، در موسسه گالوپ نشسته! برای مردم آفریقا یا آسیای میانه آمار می دهد! چه فاجعه ای خواهد بود. در علم روانشاسی این فاجعه، در برخی جاها اشاره شده: مثلا برای ارزیابی هوش سیاهپوستان، معمولا از ابزارها و اسباب بازی های: سفید پوستان استفاده می کنند، که برای آنها ناآشنا است. لذا همیشه بهره هوشی سیاهپوستان، روستائیان و شاید همه دنیا! بجز آن تعداد سفید پوست، زیر حد نرمال خواهد بود. در مورد اینترنت نیز، همین مصداق است. به همین دلیل در همه زمینه ها، آمریکا دست بالا را دارد! و دیگر کشورها، عقب مانده محسوب می شوند.

The lie is swearing: ordinary, horned, stats!

The professor of economics, Dr. Sedighi, from my professors at Tehran University, said: "The lie lies on three occasions: ordinary lies, horns and statistics!" It was the same meaning that you understood! Of course, ordinary lies are ordinary people: or real people say: For personal gain or escape: personal responsibility. However, corporate haters are lying, or by legal entities with massive advertising. Especially banks! that :do not hesitate to empty the pockets of the people. But the third type is for the Westerners. The Gallup Institute, for example, asks a few people, then verifies with statistical techniques, attributes it to the whole world. These statistical lies are expressed in the language of those who are far from the statistical society. Because most of them are from the well-off of the society, they do not understand the main pain of the people. If you do not understand yourself! It's better to grasp the grip of people's pain. For example, say Dr. Akhundi, the Minister of Housing, after returning from London! According to the statement, we are not in charge of: rebuilding earthquake areas, according to the narrator, from the top of Tower Bridge, looking at the beauty of the London Times, and looking to enjoy it, it's better to hurt his mind, with an earthquake. At the 5th National Conference of Information Technology Managers, representative of IranDaq Institute, the interesting results are: The most research on agriculture in the provinces is that they do not have much to do with agriculture. Most studies have been done on water scarcity in the provinces: Have not had blue! For example, in Sistan and Baluchestan, there was no dissertation at all about: dehydration or in Yazd province. This has a dangerous meaning. In statistical language, there is a significant correlation with: the anti-science of research. In other words: Mazandaran or Gilani student, who is in heavy rains! Grown up is natural: if it is researching Yazd or Sistan and Baluchistan, it will prove dehydration! According to the Proverb Persian: From our Sheikh's keramat this is: He ate the juice and said sweet. The picture of this issue is: For the people of Sistan and Baluchestan, the main and the minor problem is not at all a shame. They grow poorly, they are accustomed to it. Just like an Azerbaijani professor, he said about the heat of Khuzestan! The people of Khuzestan are warm and warm and sultry, but this is a master who is in the midst of snow and snow: the blizzard and the cold below zero! It has become known that the heat of Khuzestan is a disaster for it! In the case of the earthquake, we also saw that the people of the area were satisfied with the aid, and thanked but Khuzestan children! It was possible to say: cold weather was not tolerable, and people were dissatisfied. Because they may: tolerate the heat of forty degrees, but they cannot afford the cold below forty degrees. We see that the distance between the researcher and the statistician is far from the region or the statistical society, his judgment and his hypotheses become more false and unstable. Now see who is sitting in America at the Gallup Institute! For people in Africa or Central Asia! What a catastrophe. In psychosocial science, the disaster is mentioned in some places: for example, to assess the intelligence of the black people, they often use gadgets and gadgets: whites, which are unfamiliar to them. Therefore, always the intelligence of the black people, the villagers and perhaps the whole world! Except for that, white will be below the normal range. In the case of the Internet, that is the same. That's why America has a high hand in all areas! And other countries are backward.

الکذب أقسم: عادی، قرون، احصائیات!

صدیقی الطبیب الاقتصاد معلمه، وقال أساتذتی فی جامعة طهران: استلق على ثلاثة أنواع: الأکاذیب العادیة، وإحصاءات مقرن! کان نفس المعنى الذی فهمته! وبطبیعة الحال، الأکاذیب العادیة هی الناس العادیین: أو یقول الناس الحقیقی: لتحقیق مکاسب شخصیة أو الهروب: المسؤولیة الشخصیة. ومع ذلک، کراهیة الشرکات والکذب، أو من قبل الکیانات القانونیة مع الدعایة واسعة النطاق. خصوصا البنوک التی لا تتردد فی إفراغ جیوب الشعب. ولکن النوع الثالث هو بالنسبة للغرباء. فمعهد غالوب، على سبیل المثال، یسأل بضعة أشخاص، ثم یتحقق مع التقنیات الإحصائیة، ویعزوها إلى العالم أجمع. وتعبر هذه الأکاذیب الإحصائیة بلغة أولئک الذین هم بعیدون عن المجتمع الإحصائی. لأن معظمهم من رفاه المجتمع، أنهم لا یفهمون الألم الرئیسی للشعب. إذا کنت لا تفهم نفسک! فمن الأفضل لفهم قبضة الألم الناس. على سبیل المثال، قل الدکتور أخوندی، وزیر الإسکان، بعد عودته من لندن! لم یکن لدیک الأزرق! على سبیل المثال، فی سیستان وبلوشستان، لم یکن هناک أی أطروحة على الإطلاق حول: الجفاف أو مقاطعة یزد. وهذا له معنى خطیر. فی اللغة الإحصائیة، هناک علاقة کبیرة مع: مکافحة العلم من البحوث. وبعبارة أخرى: مازندران أو طالب جیلانی، الذی هو فی أمطار غزیرة! نمت طبیعی: إذا کان یبحث یزد أو سیستان وبلوشستان، فإنه سوف یثبت الجفاف! وفقا للمثل الفارسی: من کرامات شیخنا هذا هو: أکل العصیر وقال الحلو. صورة هذا هو: بالنسبة لشعب سیستان والبلوشستان، والمشکلة الرئیسیة والقاصر لیس على الإطلاق العار. أنها تنمو سیئة، وأنها اعتادوا على ذلک. تماما مثل أستاذ أذربیجانی، قال عن حرارة خوزستان! لقد أصبح من المعروف أن حرارة خوزستان هو کارثة لذلک! فی حالة الزلزال، رأینا أیضا أن سکان المنطقة راضون عن المساعدات، وشکروا الأطفال ولکن خوزدستانی! کان من الممکن القول: الطقس البارد لم یکن مقبولا، وکان الناس غیر راضین. لأنها قد: ​​تحمل حرارة أربعین درجة، لکنها لا تستطیع تحمل البرد أقل من أربعین درجة. الآن انظر من یجلس فی أمریکا فی معهد غالوب! للناس فی أفریقیا أو آسیا الوسطى! ما کارثة. لذلک، دائما المخابرات من السود، القرویین وربما العالم کله! وباستثناء ذلک، سیکون الأبیض أقل من المعدل الطبیعی. فی حالة الإنترنت، وهذا هو نفسه. هذا هو السبب فی أمریکا لدیها ید عالیة فی جمیع المناطق! وبلدان أخرى متخلفة.

Yalan söyləyir: adi, buynuzlu, stats!

Siddiq həkim iqtisadiyyat müəllimi, Tehran Universitetinin mənim professor, dedi: üç növ Lie: adi yalan və statistika buynuzlu! Anladığınız eyni məna idi! Ancaq korporativ tənbəllər yalançıdırlar və kütləvi reklamı olan hüquqi şəxslərdir. Xüsusilə xalqın ciblərini boşaltmaqdan çəkinməyən banklar. Üçüncü tip Qərbə aiddir. Məsələn, Gallup bütün dünyada var, təsdiq bir neçə nəfər, sonra statistik texnika, soruşur. Bu statistik yalanlar statistik cəmiyyətdən uzaq olanların dilində ifadə edilir. Onlardan ən varlı insanlar, çünki insanlar ağrı başa düşmürəm. Özünüzü anlamırsan! İnsanın ağrısını başa düşmək daha yaxşıdır. Məsələn, London bir səfərdən qayıtdıqdan sonra, Mənzil doktoru İran naziri demək! Mavi qalmadı! Məsələn, Sistan və Bəlucistan, haqqında heç bir dissertasiyasının: susuzlaşdırma, və ya Yəzd vilayətində olmaması. Bu təhlükəli mənaya malikdir. Statistika dilində, tədqiqat əleyhinə elmi ilə əhəmiyyətli bir əlaqə var. Başqa sözlə, leysan yağış Rbzsh tələbə mazandarani ya Gilani! təbii Big Sistan və Bəluçistan, Yəzd və ya əgər, tədqiqat susuzlaşdırma sübut edir ki! Fars atalar görə bizim Şeyx böyüklük dedi şirin sap edir. bu Photos ki Sistan və Bəluçistan, böyük və kiçik problemlərin insanlar, ən azı mavi deyil! Onlar zəif inkişaf edir, buna alışırlar. Azərbaycan professoru kimi, Xuzistanın istiliyi barədə danışdı! Xuzestanın istiliyi onun üçün bir fəlakət olduğunu məlum oldu! Xuzistan uşaq: zəlzələ, biz insanlar öz fəaliyyətləri ilə razı idi, təşəkkür edirəm, amma ki, gördüm! soyuq yağış dözə bilmədi və insanlar bədbəxt idi: demək bilər. Onlar qırx dərəcə istilik dözmək ola bilər, lakin kimi temperatur aşağıda qırx dərəcə bilməz. İndi Gallup İnstitutunda Amerikada oturanları gör! Afrika və ya Mərkəzi Asiyada insanlar üçün! Nə bir fəlakət. Buna görə da, həmişə qara xalqın, kəndlilərin və bəlkə də bütün dünyanın zəkası! Bunun xaricində ağ normal aralığın altına düşəcək. İnternet halında, bu eynidır. Buna görə Amerikanın bütün sahələrdə yüksək əli var! Digər ölkələr geri qalır.

سید اجمد حسینی ماهینی      mahinnews.ir/stats

/ 0 نظر / 5 بازدید