בעיה אקסטרים זה לא מאתגר!

ابرچالشی که اصلا چالش نیست!

وزیر نیرو اعلام کرد: بجران آب یک ابر چالش است، در حالیکه اصلا اینطور نیست! کسانی که این موضوع را بزرگ می کنند، فقط به دنبال وارد کردن آب هستند، تا این یک قلم هم به: پورسانتهای آنها اضافه شود. در واقع همه واردات کشور، اول ابر چالش می شوند، بعد وارد می شوند! مثلا برنج ! همه میدانند که برنج ایرانی، برند جهانی است، الان در همه جای ایران برنج کاشته می شود. زمین های زیر کشت برنج در مرز: ترکمنستان تا درگز و چابشلو، همه نیاز های کشور را تامین می کند. ولی آقایان باز برنج وارد می کنند، مکانیزم اینها این است : چند روزی برنج را گران می کنند، بعد برنج تبدیل به ابر چالش می شود، و بعد هم می گویند: تنها راه ارزانی برنج، واردات است! همه تولیدات کشور به همین روش، ابرچالش می شود بعد واردات از: چین و کره همه را جبران می کند! اگر از دید اقتصادی بگذریم، در دید فلسفی هم همینطور است. جواب مسئله یا مشکل، بستگی به نحوه طرح آن دارد. لذا همیشه یک نحوه طرح: عجیب و غریب پیدا می کنند، تا مسئله پیچیده شود: یک نفر از عالمی سوال می کند که: آیا می شود قرآن را خوابیده هم خواند؟ جواب می شنود نه! قران احترام دارد، باید نشسته و روی رحل آن را خواند! فرد زبل، هفته بعد می پرسد: من وقت خواب، می توانم قران بخوانم؟ همان جا می شنود: بله ثواب هم دارد، ذکر خدا در همه حالت ها خوب است! می بینید مسئله یک چیز است، ولی جواب های آن صد درصد مخالف هم است. مناطق ایران هم سه دسته هستند: یا مثل کوهرنگ و دز، پر آب هستند یا مثل: کویر لوت بی آب، و یا مثل اکثر جا ها کم آب. مردم هر منطقه هم، به آن نوع خودشان عادت کرده: و یا سازگاری پیدا کرده اند. پس مشکل کم آبی وجود ندارد. مسئولین می بینند حاکمیت آنها زیر سوال است، زیرا مردم مشکلی ندارند! برای کارا کردن حاکمیت، مشکل می سازند: مثلا آب کوهرنگ را به رفسنجان می برند! طرح: ونک رفسنجان را پیاده می کنند. و از اینجا قضیه( آفتابه دار بازار) شروع می شود: و همه می فهمند که: دولت هم وجود دارد! فقط ایشان مقصر نیست، همه تحصیلکرده های آمریکا، مقصر هستند که مسئله را جور دیگر طرح می کنند. مثلا استاد (نگرش سیستمی) می گوید: دولت کارایی ندارد، چون آمار های آمریکایی اینطور می گویند! اگر آمار های آمریکایی بتوانند: ایران را رصد کنند، پس مادر بزرگ منهم می تواند: آمریکا را رصد کند! کدامیک از آمار گیران آمریکایی، به ایران آمدند و آمار میدانی گرفتند؟ که بتوانند ادعایی بکنند، همه این آمارها کنترل از: راه بسیار دور است. اطمینان داشته باشید: اگر یک روز امکان حضور آنها، در ایران باشد همه چیز را اعتراف خواهند کرد. همانطور که در مورد: افراد مسافر دیده ایم. همه مسافرانی که از آمریکا، به ایران آمده اند اعتراف کرده اند که: تا بحال کاملا برعکس فکر می کردند. و واقعیت های ایران، آنها را دگر گون کرده است. علاوه بر انکه اگر شاخص های: آماری ایران نامتناسب یا، در نظر آنها درست نیست برای این است که: عامل تحریم های ظالمانه اصلا دیده نمی شود! کشوری که نمی تواند: پول خود را جابجا کند، آیا میتواند مورد ارزیابی عادی قرار گیرد؟ اگر دکتر مشایخی ها، نمی دانند بدانند که: پول تنها وسیله ارزش گذاری: در اقتصاد است، نه تنها در اقتصاد، بلکه درسیاست و فرهنگ هم، اگر نقش پول حذف شود، چیزی باقی نمی ماند. حالا مثل این است که شما چشم: یک نفر را ببندید و او را، در میدان مسابقه رها کنید: معلوم است در همه امتیازها کم می اورد. وقتی ما پول نمی توانیم جابجا کنیم، یعنی پول نداریم! لذا نه گردشگر به ایران می آید، و نه کالایی را در استاندارد های معمولی، خرید یا فروش می شود، و نه مسیر خرید و فروش می تواند عادی باشد.

An Extreme Problem That's No Challenging!

The minister of energy said: "Water is a cloud of challenges, while not at all!" Those who increase this issue are only looking for water, so this font can be added to their preferences. In fact, all imports of the country, first clouds are challenged, and then they arrive! For example rice! Everyone knows that Iranian rice is a global brand, now rice is planted everywhere in Iran. Rice cultivation fields on the border: Turkmenistan to Dergaz and Chabshlou, all the needs of the country. But men are importing rice, the mechanism is: how many days they will rice, then rice will become a cloud challenge, and then they say: the only way to buy rice is to import! All products in the country will be super-skilled in the same way. Then import from China and Korea will compensate everyone! If we go from the point of view of economics, it's the same in philosophical terms. The answer to the problem or problem depends on how it is designed. So, they always find a way to design: weird, to make the problem complex: one of the worlds asks: Is it possible to read the Quran as well? The answer hears no! The Qur'an respects you, you have to sit down and read on it! He, next week asks, "I sleep, can I read Quran?" He hears: Yes, he has rewards; God's mention is good in all circumstances! You see, the problem is one thing, but the answer is a hundred percent disagreeable. There are three groups in Iran: either like Koohrang and Dez, are watery or like: the Lut drain is waterless or, like most places, is scanty. People in every region are accustomed to their own kind: or have adapted. So there is no dehydration problem. Officials see their sovereignty questioned because people have no problem! To make governance work, they make problems: for example, Koohran water is taken to Rafsanjan! Run the Vanak Rafsanjan design. And from here, the theater begins: everyone understands that there is a state! Only they are not guilty, all the educated Americans are guilty of putting the issue in the opposite direction. For example, the professor (systemic attitude) says: The government does not work, because US statistics say so! If US statistics can: Watch Iran, then Grandma can: Watch America! Which American statisticians came to Iran and got hit? To make a claim, all of these statistics are controlled by: A very far-off way. Ensure that if one day they will be in Iran, they will acknowledge everything. As we have seen about travelers. All the passengers who came to Iran from the United States admitted that they had been thinking the opposite. And the facts of Iran have made them different. In addition, if the indices: Iran's disproportionate statistics or, in their view, are not correct, is that: the cruel sanctions are not seen at all! A country that cannot: shift its money, can it be judged normal? If the doctor of the Mashaykhs do not know that: money is the only means of valuation: it is in the economy, not only in the economy, but also in science, and culture, if nothing else, if there is a role to be lost, nothing remains. Now it's like you have an eye: close someone and leave him on the queue: it's obvious that he will drop all the scores. When we cannot move money, we have no money! So, neither the tourist comes to Iran, nor the commodity is bought or sold in standard standards, nor the route of sale can be normal.

مشکلة متطرفة هذا لا تحدی!

وقال وزیر الطاقة: "المیاه هی سحابة من التحدیات، ولکن لیس على الإطلاق!" أولئک الذین یزیدون هذه المسألة یبحثون فقط عن الماء، لذلک هذا الخط یمکن أن تضاف إلى تفضیلاتهم. فی الواقع، یتم الطعن جمیع الواردات من البلاد، والسحب الأولى، ثم یصلون! على سبیل المثال الأرز! الجمیع یعرف أن الأرز الإیرانی هو علامة تجاریة عالمیة، والآن الأرز یزرع فی کل مکان فی إیران. حقول زراعة الأرز على الحدود: ترکمانستان إلى دیرغاز و تشارشلو، جمیع احتیاجات البلاد. ولکن الرجال یستوردون الأرز، والآلیة هی: کم یوما سوف الأرز الأرز، ثم الأرز سوف تصبح تحدیا سحابة، وبعد ذلک یقولون: الطریقة الوحیدة لشراء الأرز هو استیراد! جمیع المنتجات فی البلاد سوف تکون فائقة-- المهارة فی نفس الطریق.ثم استیراد من الصین وکوریا سوف تعوض الجمیع! إذا ذهبنا من وجهة نظر الاقتصاد، فإنه هو نفسه فی المصطلحات الفلسفیة. الجواب على المشکلة أو المشکلة یعتمد على کیفیة تصمیمه. لذلک، فإنها تجد دائما وسیلة لتصمیم: غریب، لجعل المشکلة معقدة: واحدة من العالم یسأل: هل من الممکن قراءة القرآن کذلک؟ الجواب یسمع لا! القرآن یحترم لک، علیک أن تجلس وقراءة على ذلک! یسأل الأسبوع المقبل: "أنام، هل یمکننی قراءة القرآن؟" یسمع: نعم، لدیه مکافآت، ذکر الله هو جید فی جمیع الظروف! ترى، المشکلة هی شیء واحد، ولکن الجواب هو مئة فی المئة غیر قابل للخلاف. هناک ثلاث فئات فی إیران: إما مثل کوهرانغ و دیز، هی مائی أو مثل: صحراء لوت بلا ماء، أو، مثل معظم الأماکن، هو هزیلة. الناس فی کل منطقة اعتادوا على نوعهم: أو قد تکیفت. لذلک لیس هناک مشکلة الجفاف. ویرى المسؤولون أن سیادتهم موضع تساؤل لأن الناس لیس لدیهم مشکلة! ولجعل أعمال الحوکمة، فإنها تثیر مشاکل: على سبیل المثال، یتم نقل میاه کوهران إلى رفسنجان! تشغیل تصمیم فانف رفسنجان. ومن هنا یبدأ المسرح: الجمیع یفهم أن هناک دولة! فقط هم غیر مذنبون، جمیع الأمریکیین المتعلمین مذنبون لوضع هذه القضیة فی الاتجاه المعاکس. على سبیل المثال، أستاذ (موقف النظامیة) یقول: الحکومة لا تعمل، لأن الولایات المتحدة إحصاءات تقول ذلک! إذا إحصاءات الولایات المتحدة یمکن: مشاهدة إیران، ثم الجدة یمکن: مشاهدة أمریکا! أی من الإحصائیین الأمریکیین جاءوا إلى إیران وحصلوا على ضرب؟ لتقدیم مطالبة، یتم التحکم فی کل هذه الإحصاءات من خلال: طریقة بعیدة جدا. تأکد من أنه إذا کان یوم واحد سیکونون فی إیران، وسوف یعترف کل شیء. کما رأینا عن المسافرین. واعترف جمیع الرکاب الذین جاءوا الى ایران من الولایات المتحدة انهم کانوا یفکرون عکس ذلک. وحقائق إیران جعلتهم مختلفة. وبالإضافة إلى ذلک، إذا کانت المؤشرات: الإحصاءات الإیرانیة غیر المتناسبة أو، فی رأیهم، لیست صحیحة، هی أن: لا ینظر إلى العقوبات القاسیة على الإطلاق! البلد الذی لا یستطیع: تحویل أمواله، هل یمکن الحکم علیه طبیعیا؟ إذا شیوخ الطبیب، ولا یدرکون أن المال وسیلة فقط من التقییم: الاقتصاد، ولیس فقط فی الاقتصاد ولکن أیضا السیاسة والثقافة، وإذا تمت إزالة المال، ما تبقى. الآن انها مثل لدیک العین: إغلاق شخص وترکه على قائمة الانتظار: من الواضح أنه سوف إسقاط جمیع الدرجات. عندما لا یمکننا نقل المال، لیس لدینا المال! لذلک، لا یأتی السیاح إلى إیران، ولا یتم شراء السلع أو بیعها فی المعاییر القیاسیة، ولا یمکن أن یکون الطریق البیع الطبیعی.

Heç bir çətinliyə gətirməyən hədsiz bir problem!

Enerji naziri dedi: "Su problemlərin bir bulududur, heç olmasa!" Bu problemi artıranlar yalnız su axtarırlar, buna görə də bu font onların üstünlüklərinə əlavə edilə bilər. Əslində, ölkənin bütün idxalı, ilk buludlar etiraz edilir, sonra onlar gəlir! Məsələn düyü! Hər kəs bilir ki, İran düyü qlobal bir markadır, indi İranda hər yerdə düyü əkilir. Sərhəddə düyü becərilməsi sahələri: Türkmənistan, Dergaz və Charshlou, ölkənin bütün ehtiyacları. Ancaq kişilər düyü idxal edir, mexanizmdir: düyü düyü neçə gün olacaq, sonra düyü bulud problemi olacaq və sonra dedilər: düyü almaq üçün yeganə yol idxal etməkdir! Ölkədəki bütün məhsullar eyni dərəcədə qabiliyyətli olacaq, sonra Çin və Koreyadan idxal edənlər hər kəsə kompensasiya edəcəklər! İqtisadiyyat baxımından gedərsə, fəlsəfi baxımdan eynidır. Problem və ya problemin cavabı necə tərtib edildiyinə bağlıdır. Beləliklə, onlar həmişə dizayn üçün bir yol tapırlar: Qəribə, problem kompleksi yaratmaq üçün: dünyanın birindən soruşur: Quran oxumaq da mümkündürmü? Cavab yoxdur! Quran sizə hörmət edir, oturub oxuya bilərsiniz! Gələn həftə soruşur: "Mən yatıram, Quran oxuyuram?" O eşidir: Bəli, mükafatları var, Allahın sözü hər vəziyyətdə yaxşıdır! Gördüyünüz kimi, problem bir şeydir, amma cavab yüz faiz xoşagəlməzdir. İranda üç qrup var: ya Koohrang və Dez kimi, sulu və ya bənzəyirlər: Lut drenajı susuzdur və ya çox yerlərdə olduğu kimi azdır. Hər bir bölgədə olan insanlar öz növlərinə alışmışlar və ya uyğunlaşdılar. Beləliklə dehidratasiya problemi yoxdur. Səlahiyyətlilər, suverenliyini sorguladığını gördülər, çünki insanların problemi yoxdur! İdarəetmə işini aparmaq üçün problemlər yaradırlar: məsələn Koohran suyu Rəfsancana aparılır! Vanf Rafsanjan dizaynını işə salın. Və buradan teatr başlayır: hər kəs bir dövlət olduğunu başa düşür! Yalnız onlar günahkar deyil, bütün təhsilli amerikalılar məsələni əks istiqamətə qoymaqda təqsirli ola bilərlər. Məsələn, professor (sistemli münasibət) deyir: Hökumət işləmir, çünki ABŞ-ın statistikası belədir! ABŞ statistikası olarsa: İranı izlə, sonra nənə bilər: Amerikanı izlə! Hansı Amerikalı statistikistlər İrana gəldi və vurdu? Bir iddia etmək üçün, bu statistikaların hamısı nəzarət olunur: çox uzaq bir şəkildə. Bir gün İranda olsalar, hər şeyi qəbul edəcəklər. Səyyahlar haqqında gördük. Birləşmiş Ştatlardan İrana gələn bütün yolçuların əksinə düşündüklərini qəbul etdi. İranın gerçəklikləri onları fərqləndirdi. Əlavə olaraq, əgər indekslər: İranın qeyri-mütənasib statistika və ya onların fikrincə doğru olmadıqları təqdirdə, qəddar ssenarilər heç də görünmür! Ölkəyə gedə bilməyən bir ölkə: pulunu dəyişə, normal mühakimə ola bilərmi? Məşayxların həkimi bunu bilmirsə: pul yalnız qiymətləndirmə üsuludur: iqtisadiyyatda deyil, yalnız iqtisadiyyatda deyil, elmdə və mədəniyyətdə, başqa heç bir şey yoxsa, itirdiyi bir rol varsa, heç bir şey qalmayacaq. İndi gözünüzə bənzəyir: yaxın adam və sıraya qoyun: bütün skorları buraxacağı açıqdır. Pul köçürmək mümkün olmayanda, pulumuz yoxdur! Beləliklə, nə turist İrana gəlir, nə də mal standart standartlarda alınıb satılmayıb, nə də satış yolu normal ola bilər.

/ 0 نظر / 16 بازدید