جاییکه در و دیوار: شهرهای زلزله زده، پرشده از جملاتی نظیر : تشکر هموطن

زلزله ای که باعث: تشکر شد.

در سختیها و شدائد است که: جوهره هر شخص یا ملتی معلوم می شود. ملت ایران در طول تاریخ، اثبات کرده اند که همیشه: از ناملایمات روزگار، توانسته بهترین بهره را ببرد: و آن را به فرصت هایی برای: تشکر از خدا تبدیل کنند. ناملایماتی که ایران، در طول 15هزار سابقه تاریخی تحمل کرده! و از ان برای پیشبرد و: تکامل اجتماعی استفاده کرده کم نیست! از تسلط کوتاه مدت اعراب بدوی: مانند ضحاک ماردوش زمینه ای ساخت که: با قیام کاویانی، سال ها عربستان را استانی از ایران نمود. تا زمان ظهور پیامبر، فرمانداران ایرانی بر آنجا حکومت می کردند. البته فرق اعراب با پارسیان هم این بود که: آنها بعلت بدوی بودن! زبان اصلی حضرت آدم را، که عربی بود حفظ کردند، اما ایرانیان تغییراتی در ان دادند. ولی در عقاید توحیدی و خداپرستی، و خفظ ایام الله بر اعراب پیشی گرفتند. حمله مغول هم با اینکه سنگین بود، ولی باعث شد تا مغولها هم! ایرانی شده و فرهنگ ایرانی را گسترش دهند. تا جاییکه چنگیزخان مغول هم، سرنوشتی نامعلومی پیدا کرد. دیگر متجاوزان هم همینطور: صدام و هیتلر و موسیولینی و..، همگی گور به گور شدند! ولی ایران و ایرانی، با عقاید توحیدی همچنان پابرجا ماند. زلزله و سیل و طوفان و: دیگر حوادث و بلایای طبیعی هم، در اکثر کشورها نه تنها: خرابی مادی تولید می کند، بلکه آنها را برعلیه توحید و یگانگی خدا، بدبین می نماید. در زلزله غرب ایران، البته در ابتدا برخی سعی کردند: شعار های کمونیستی و لائیک خود را، ازگورها بیرون بکشند! ولی بزودی همه فهمیدند که: این امر برای آگاهی مردم، و اعتماد بیشتر آنها به خدا بوده است. مانند سیلی پدری که بر پسر می زند: ممکن است در ابتدا درد سیلی، فرزند را ناراحت کند، ولی بعدا می فهمد که این هشدار بوده است! نه تحقیر و آزار. روانشناسی اجتماعی ثابت می کند: اغلب آنهاییکه به راههای منحرف می روند، کسانی هستند که سیلی نخورده اند: تا بدانند کار زشتی انجام می دهند. در طول تاریخ ادیان الهی هم، همینطور بوده: اغلب عذاب ها برای تنبیه بوده. تنبیه در لغت به معنی بیدار کردن است. زیرا کسی که خواب باشد، باید او را بیدار کرد. جوانان و نوجوانان و: حتی همسران ممکن است: بر اثر نادانی اعمال ناشایستی انجام دهند، که با تنبیه به موقع، متوجه رفتار خود میشوند. گاهی این اصلاح رفتار، با اشاره سر یا چشم مانند: اخم کردن و روی برگرداندن، صورت می گیرد ولی، برخی ها با ین علائم متوجه نمی شوند! زیرا از کار زشت خود، به ظاهر لذت می برند: اسلام امر به معروف و نهی از منکر، ابتدا قلبی و سپس زبانی است، ولی اگر نتیجه نداد باید وارد عمل شد. اگر کسی یک کشتی را سوراخ کند، ابتدا باید به گفت که این کار به ضرر خودش هم هست، ولی اگر دست برنداشت باید: جلوی او را گرفت، ولو با کتک زدن و زندان کردن او. به قول صمد بهرنگی در کندو کاو: اگر بچه ای رفت بالا طاقچه: کلاس نشست و آواز خواند، نمی توان با خواهش و التماس، او را پایین آورد زیرا خودش، به این کار بد آگاهی دارد! باید او را پایین کشید، و سرجایش نشاند. این نوشته ها برای زمانی است که: تازه بخشنامه شده بود: که کودکان را تنبیه بدنی نکنند. مردم ایران با اطلاع از این: روش تربیتی خداوندی، که مبتنی بر پاداش و تنبیه، یا بهشت و جهنم می باشد، از زلزله یک فرصت ساختند که تبدیل شد: به یک عامل وحدت و: همکاری ملی و بین المللی . تا جاییکه در و دیوار: شهرهای زلزله زده، پرشده از جملاتی نظیر : تشکر هموطن! آنها حتی در میان خرابه ها، عروسی به راه انداخته، نوزادان خود را بدنیا آوردند! با کمک های مردمی، خلا زندگی آنها پرشد

An earthquake that caused: Thanks.

In hardship and harshness: the essence of any person or nation becomes apparent. Throughout history, the Iranian nation has proven that it has always been able to take advantage of the adventures of the times: and give it opportunities for: to thank God. Immigration that Iran has endured over 15 thousand historical records! And it's not used to advancing and: social evolution! The short-lived domination of the primitive Arabs, like Zahak Mardosh, was based on the fact that, with the Kaviani uprising, Saudi Arabia became a province of Iran for many years. Until the advent of the Prophet, the Iranian governors ruled there. The difference between the Arabs and the Persian was, of course, that they were primitive! The main language of Adam, who was Arabic, was preserved, but the Iranians changed it. But in the beliefs of monotheism, God-worship, and clamor of God, they surpassed the Arabs. The Mongol invasion was heavy, but it made Mongols too! Iran and expand Iranian culture. To the extent that :the Genghis Khan of the Mughal also found an unknown fate. Other invaders also: Saddam and Hitler, and all, the graves were buried! But Iran and Persia remained alive with monotheistic beliefs. Earthquake, flood and storm: Other natural disasters also cause, in most countries, not only material destruction, but also pessimism against God's unity. In the earthquake in western Iran, at first some people tried to: slam their communist and secular slogans out of graves! But everyone soon realized that: It was for the people to know, and their greater trust in God. Like a father's slap on a boy: It may sound saddening at first, but later he realizes that this was a warning! No contempt. Social psychosurgery proves that most those who deviate in ways are those who have not clapped: to know that they are doing ugly work. During the history of the divine religions, it was also the case: most punishments were punishable. Punishment in the word means waking up. Because : someone who is asleep must awake him. Youth and teens and: Even spouses may: Do it through unknowing acts of injustice, who, with timely punishment, will notice their own behavior. Sometimes this modification of behavior is done by pointing the head or eye, such as: frowning and reversing, but some people do not understand these symptoms! Because of their ugly work, they seem to enjoy: Islam is a religion of good and forbidding evil, first of all it is a heart and then a language, but if it does not, it should be taken into action. If someone pierces a ship, you must first say that it is at his own risk, but if he does not, he must: stop him, even if he is beaten and imprisoned. In the words of Samad Behranghi in Kundo: If a child went up the niche: the class sat down and singing, one cannot beg for help, lowering him, because he knows this badly! She must drop her down and go home. These writings are for the time when: It was just circular: not to punish children. The people of Iran, knowing this: A God-taught education, based on rewards and punishments, or heaven and hell, created an earthquake that became an unifying factor: national and international cooperation. As far as walls and walls: earthquake-struck cities filled with sentences such as: Comrade's thanks! They even gave birth to weddings among the ruins; they gave birth to their babies! With the help of the people, their life spells

زلزال تسبب: شکرا.

فی المشقة والقسوة: جوهر أی شخص أو أمة یصبح واضحا. على مر التاریخ، أثبتت الأمة الإیرانیة أنها کانت دائما قادرة على الاستفادة من مغامرات العصر: وإعطائها الفرص ل: أشکر الله. الإمام علی، الذی تحملته إیران ل 15 ألف سنة تاریخیة! وانها لا تستخدم فی التقدم و: التطور الاجتماعی! کانت الهیمنة القصیرة الأمد للعرب البدائیین، مثل زهاک مردوش، على حقیقة أنه مع انتفاضة کافیانی، أصبحت المملکة العربیة السعودیة محافظة فی إیران لسنوات عدیدة. حتى ظهور النبی، حکم الحکام الإیرانیین هناک. بطبیعة الحال، کان الفرق بین العرب والفارسیة: کانوا بدائیین! تم الحفاظ على اللغة الرئیسیة لآدم، الذی کان العربیة، ولکن الإیرانیین غیرت ذلک. ولکن فی معتقدات التوحید، عبادة الله، وصخب الله، فإنها تجاوزت العرب. کان الغزو المغولی ثقیلا، لکنه جعل المغول أیضا! إیران وتوسیع الثقافة الإیرانیة. إلى حد أن الجنکیز خان من المغول وجدت أیضا مصیر مجهول. غزاة آخرین أیضا: صدام وهتلر، وجمیع، ودفن القبور! لکن إیران وبلاد فارس بقیا على قید الحیاة مع المعتقدات التوحیدیة. الزلازل والفیضانات والعواصف: تسبب الکوارث الطبیعیة الأخرى أیضا، فی معظم البلدان، لیس فقط الدمار المادی، ولکن أیضا التشاؤم ضد وحدة الله. فی الزلزال فی غرب إیران، حاول بعض الناس فی البدایة: انتقد شعاراتهم الشیوعیة والعلمانیة من القبور! ولکن الجمیع سرعان ما أدرک ما یلی: کان للشعب أن یعرف، وثقتهم أکبر فی الله. مثل صفعة الأب على صبی: قد یبدو حزینا فی البدایة، ولکن فی وقت لاحق انه یدرک أن هذا کان تحذیرا! لا ازدراء. یثبت الجراحة النفسیة الاجتماعیة أن معظم الذین ینحرفون بطرق هم أولئک الذین لم یصفقوا: أن یعرفوا أنهم یقومون بعمل قبیح. خلال تاریخ الدیانات الإلهیة، کان الحال کذلک: معظم العقوبات یعاقب علیها. العقاب فی کلمة یعنی الاستیقاظ. لأن شخص نائم یجب أن یستیقظه. الشباب والمراهقین و: حتى الزوجین قد: القیام بذلک من خلال أعمال الظلم غیر معروفة، الذین، مع العقاب فی الوقت المناسب، ستلاحظ سلوکهم. فی بعض الأحیان یتم هذا التعدیل من السلوک عن طریق توجیه الرأس أو العین، مثل: الجلبة والعکس، ولکن بعض الناس لا یفهمون هذه الأعراض! وبسبب عملهم القبیح، یبدو أنهم یتمتعون: الإسلام هو دین الخیر والنهی عن الشر، أولا وقبل کل شیء هو قلب ثم لغة، ولکن إذا لم یفعل ذلک، ینبغی أن تؤخذ فی العمل. إذا کان شخص ما یخرق سفینة، یجب أن تقول أولا أنه على مسؤولیته الخاصة، ولکن إذا لم یفعل ذلک، یجب علیه: وقفه، حتى لو تعرض للضرب والسجن. على حد قول صمد بهرانغی فی کوندو: إذا کان الطفل صعد مکانة: الطبقة جلس والغناء، لا یمکن التسول للمساعدة، وخفض له، لأنه یعرف هذا سیئة! یجب إسقاطها إلى أسفل والعودة إلى دیارهم. هذه الکتابات هی فی الوقت الذی: کان مجرد التعمیم: لیس لمعاقبة الأطفال. الشعب الإیرانی، مع العلم: إن التعلیم الذی یدرسه الله، على أساس المکافآت والعقوبات، أو السماء والجحیم، خلق زلزالا أصبح عاملا موحدا: التعاون الوطنی والدولی. وفیما یتعلق بالجدران والجدران: المدن التی ضربها الزلزال ملیئة بأحکام مثل: شکر الرفیق! حتى أنها ولدت ولادة حفلات الزفاف بین أنقاض، وأنجبت أطفالهم! مع مساعدة من الناس، ونوبات حیاتهم

Zəlzələ səbəb: Təşəkkür edirəm.

Hər hansı bir insanın və ya millətin mahiyyəti aydın görünür. Tarix boyunca, İran xalqı həmişə zamanın sərgiləyişlərindən faydalana bilib sübut etdi və bunun üçün şükür etmək üçün imkan verin. İmam Əli, İranın 15 min tarixi illərinə dözdü! Və bu, inkişaf etmək üçün istifadə edilmir və: sosial təkamül! Zahak Mardoş kimi ibtidai ərəblərin qısamüddətli hökmranlığı, Kavianlı üsyanı ilə, Səudiyyə Ərəbistanı uzun illərdir ki, İran əyalətinə çevrildi. Peyğəmbərin gəlməsinə qədər İran hökmdarı orada hökm etdi. Əlbəttə, Ərəblər ilə Fars arasında fərq var idi: onlar ibtidai idi! Ərəb dili olan Adəmin əsas dili qorunurdu, amma İranlılar bunu dəyişdi. Tövhid, Allahın ibadəti və Allahın səsi olduğu inanclarına görə, onlar ərəbləri aşdılar. Moğol işğalı ağır idi, amma moğollar da qurdu! İran və İran mədəniyyətini genişləndirir. Mugalın Çingiz Xanın da bilinməyən bir taleyi var idi. təcavüzkarları çox s Səddam və Hitler, Mən Dying Sat bütün kimi idi! Ancaq İran və Farslar monotheist inancları ilə canlı qaldılar. Zəlzələ, daşqın və fırtına: Digər təbii fəlakətlər çox ölkələrdə təkcə maddi məhv deyil, həm də Allahın birliyinə qarşı ümidsizliyə səbəb olur. İranda West zəlzələ, əlbəttə, ilk bəzi məzarı çıxarmaq, onun kommunist və dünyəvi şüarı cəhd! Ancaq hər kəs bunu tezliklə başa düşdü: İnsanların bildiyi və Allaha olan böyük inancına görə idi. Bir uşağın atasının tökülməsi kimi: Birincisi kədərlənə bilər, amma sonradan bu xəbərdarlıq olduğunu başa düşür! Hörmətsizlik. Sosial psixohirurgiya, yollardan kənarlaşanların əksəriyyəti çınqılmayan insanlardır: çirkin iş etdiklərini bilməkdir. İlahi dinlərin tarixində də belə idi: cəzaların çoxu cəzalandırıldı. Sözün cəzası oyanmaq deməkdir. Çünki yuxuya düşən kimsə onu oyanmalıdır. Gənclər və yeniyetmələr: Hətta ərlər də ola bilər: Müvəqqəti olaraq cəzalandırmaqla, öz davranışlarını fərq edən qeyri-qanuni ədalətsizliyə yol verin. Bəzən bu davranış modifikasiyası baş və ya göz kimi işarə edilir: qaşqalma və tərs, ancaq bəzi insanlar bu simptomları anlamırlar! Çirkin işlərindən ötəri zövq alırlar: İslam yaxşı bir dindir və pisliyi qadağan edir, ilk növbədə ürək və sonra bir dildir, amma əgər olmadıqda hərəkətə keçirilməlidir. Kimsə bir gəmi tökürsə, əvvəlcə öz riski altında olduğunu söyləsəniz, amma əgər etməzsə, onu dayandırsın və həbs olunsun olsa belə, onu dayandırsın. Kundoda Səməd Behranhi sözlərinə görə: Bir uşağın yeri qaldıqda: sinif oturdu və oxuyurdu, ona kömək etmək üçün yalvarmaq olmaz, çünki onu pis bilir! O, aşağı düşüb evinə getməlidir. Bu yazılar zaman üçün zaman: Bu yalnız dairəvi idi: uşaqları cəzalandırmaq deyil. Bunu bilən İran xalqı: mükafatlara və cəzaya əsaslanan və ya cənnət və cəhənnəmə əsaslanan Allah öyrədən bir təhsil milli və beynəlxalq əməkdaşlıq birləşdirən bir faktor halına gələn zəlzələ yaratdı. Divarlara və divara qədər: Zəlzələyə uğrayan şəhərlər kimi cümlələrlə dolu: Yoldaşın təşəkkürü! Onlar xarabalıqları arasında nikahları doğurdular, uşaqlarını doğurdular! Xalqın köməyi ilə, onların həyatının vacuum artır

سید احمد حسینی ماهینی

Mahinnews.ir

 

 

/ 0 نظر / 17 بازدید