فیلم سینمایی تلویزیونی نقاب پوشالی

نویسنده فیلم نامه : محمد قاسمی

کارگردان: کریم رجبی

خلاصه داستان :

سروان حسینی افسر پلیسی است که به همراه همسر و سهیل پسر 10 ساله اش زندگی می کند او مادرش را در یک تصادف مشکوک از دست داده است. چند قتل در پی هم صورت میگیرد که سروان کوشان مسئول پرونده ها      می شود . این پرونده  مرتبط با پرونده های قبلی حسینی بوده است . کوشان، حسینی را نیز وارد پرونده  می کند . حسینی معتقد است که در جریان قتلها به ظاهر بحث سرقت دیده میشود . پشت آن قاچاق مواد مخدر نهفته است . آنها دست به کار می شوند و رفته رفته به سوژه نزدیک میشوند . رهگذر که سر کرده باند قاچاق مواد مخدر است متوجه حضور   دوباره ی حسینی می شود . او که در تنگنا قرار گرفته، سعی دارد حسینی را از  پیش رو بردارد . پلیس متوجه می شود که رهگذر بیش از ده چهره دارد و به راحتی قابل شناسایی نیست . رهگذر برای اولین بار خود حسینی را تحت نظر قرار می دهد و قصد از میان بردن خود او را دارد ولی در عین نا باوری متوجه شباهت بسیار نزدیک چهره خود به حسینی میشود . او به دنبال گذشته خویش است و با مواجه شدن با عمه خود متوجه می شود که حسینی برادر اوست . حالا از بین  بردن حسینی برایش خیلی سخت میشود او که قبلا مادر حسینی را توسط عوامل خود در تصادف ساختگی از بین برده حالا متوجه می شود که خود دستور مرگ مادرش را صادر کرده است ! حسابی به هم میریزد ... وی که نمی تواند حسینی را از میان بر دارد نقشه تازه ای را اجرا می کند و در مقابل دیدگان مهناز همسر حسینی با فضای ساختگی همکار مهناز را با اتومبیل زیر می گیرد و فرار میکند . مهناز که او را با حسینی اشتباه گرفته در دادگاه بر علیه حسینی شهادت می دهد ولی پلیس دست بر دار نیست و در یک عملیات غافلگیرانه رهگذر دستگیر میشود . دو برادر برای اولین بار با هم روبرو می شوند . حسینی تبرئه می شود و به آغوش خانواده بر می گردد رهگذر راهی زندان می شود تا به مجازات برسد .

 

/ 0 نظر / 4 بازدید