حرص وطمع یعنی این

حرص وطمع یعنی این

باز تعریف اقتصاد را، باید در میان تحصیلکردگان، بازگو کرد تا شاید گوش شنوایی باشد! و آن اینکه تعریف اصلی اقتصاد، باید دگرگون و: حتی سرنگون و معکوس گردد. اقتصاد می گوید: توزیع منابع محدود بین نیاز های نامحدود. اما از نظر اسلام، امکانات فراوان است، و نیاز محدود. این فراوانی را همه اعتراف دارند: بطور نمونه آقای کرباسیان وزیر محترم اقتصاد، در همایش متالوژی گفت:«ما نفت فراوان داریم، وقتی برخی ها ترسیدند تمام شود! گاز کشف شد که دوم دنیا هستیم! معادن ما هم در سطح بسیار خوبی است. زیرا هنوز برداشت از معادن سطحی! داریم و معادن عمقی بکر و دست نخورده استـ». آفتابی که ایران دارد، یا حتی چهارفصل بودن، آب و هوا و غیره، که واقعا باید گفت: نعمت های خدایی حد وحصر ندارد، و قابل شمارش هم نیست. بنابر این ادعای کمبود منابع، کفر نعمت است و از: همه فرهیختگان اقتصادی می خواهم: هرگز این مفهوم را تکرار نکنند، مگر برای نقد کردن. از آنطرف هم در اسلام، نیاز انسان ها محدود است، و اگر بیشتر از نیاز به او برسد، طغیان می کند و: بر دیگران ستم می کند. همه فرعونیان و مستکبران جهان، از دارایی بیش از نیاز شان مغرور شدند. کسی که بیش از نیاز طلب کند، حریص است! مگر اینکه بخواهد به دیگران کمک کند. لذا آمال یا ارزوها یا خواسته های: دور و دراز که برای ستم کردن بر دیگران، در سر انسان ها می آید، نکوهیده و زشت است. مگر خواسته ها و نیازهایی که: برای رفع مشکلات دیگران باشد. نتبجه چنین تفکری چیست؟ اینکه ما حرص بیهوده نداشته باشیم، تا به ارامش برسیم. اغلب تنش های زندگی، برای خواسته های زیاد، و نامعقول است. مثلا در صنعت فولاد یا نفت و: حتی صنایع سنگ و معدن، ما اغلب خام فروشی داریم. غصه اینکه چرا دیگران، این مواد خام را فراوری می کنند، و دوباره به ایران می فروشند، ما را پیر کرده است! هنگامیکه نهضت پتروشیمی سازی، و عسلویه در ایران شکل گرفت، فقط به همین دلیل بود. اما همین امر باعث شد: تا کمتر از ما نفت بخرند، و قیمت نفت کاهش یافت. زیرا خریداران نفت، خواستار ارزش افزوده بودند، و تمایل داشتند با کار بیشتر، بر روی مواد خام و: صدور کالاهای فرادستی، تا حدودی زیان خود را جبران کنند. ولی وقتی ایران، خود به ساختن مواد بالادستی اقدام کرد، آنها هم انگیزه خرید مواد خام را از دست دادند. معنی این حرف آن است که: اگر خدا نعمت های فراوانی به ایران داده، دلیل ندارد همه را خودش بخورد! باید آن را بین دیگران تقسیم کند. به عبارت بهتر، خداوند نعمت را به کسی می دهد که: بخشنده و مقسم خوبی باشد، نه اینکه همه را برای خود بخواهد! این همان حرص و ولع و آز است. چه اشکالی دارد که از پاکستان، یا اروگوئه برنج خریداری شود؟ اگر خریداری نشود میدانید: چه اتفاقی می افتد! قیمت برنج ایرانی بالا می رود: چون جنگل ها و مراتع باید: به شالیزار تبدیل و کارگران با: دستمزدهای بالا مشغول بکار شوند. حرص و طمع باعث می شود: تا شالیزار ها هم ،به مجتمع مسکونی تبدیل شوند. یعنی هم جنگل ازبین می رود و هم شالیزار ها. تولید هم با گرانی روبرو می شود. مردم هم ناراضی می گردند. کلا 80میلیون جمعیت داریم! که نیم آن کودک یا سالخورده هستند، آیا شایسته است با 40میلیون نیروی فعال، در مقابل 3میلیارد نیروی کار جهان، فقط به فکر خود باشیم؟ و اشتغال و ارزش افزوده ها را، برای خود انبار کنیم؟ نتیجه می شود عسلویه! که نه بومی ها از ان بهره می برند، و نه غیر بومی ها! محصولات آن قابل رقابت هم نیست، زیرا نیروی کار در ایران گران است. واین نشان می دهد که بیکاری وجود ندارد، و همه آمار ها صوری است!  

Greed means this

The redefinition of the economy must be spoken among educated people so that hearing may be! And that the main definition of the economy must be transformed: even overthrown and reversed. Economics says the distribution of resources is limited to unlimited needs. But in terms of Islam, there are many possibilities, and limited needs. Everyone admits this abundance: for example, Mr Karbasiyan, the Minister of Economy, said at the Metallurgical Conference: "We have a lot of oil, when some feared to end! Gas was discovered that we are the second in the world! Our mines are also very good. Because there is still a harvest from the mines! And the mines are virgin and intact. “Sunny, which has Iran, or even four-sidedness, weather, etc., which really should be said: God's blessings are not without limits, and not counting. Therefore, the claim of resource scarcity is a blessing, and I urge all the economic experts to: never repeat this concept, except to critique. On the other hand, in Islam, the need of human beings is limited, and if it exceeds the need for it, it flares up and oppresses others. All the pharaohs and masters of the world have become proud of their assets more than their needs. Who needs more than greedy is greedy! Unless: he wants to help others. Therefore, the desires or a desire of a long and long time that comes to injustice to others in the hearts of humans is deceitful and ugly. Except for the needs and needs of: to solve the problems of others. What is the result of such thinking? That we do not have: the foolish greed to reach our calm. Often the tensions of life are for many demands, and unreasonable. For example, in the steel or oil industry, and even in the mining and quarrying industries, we often have a crude market. The sadness of why others are processing these raw materials and selling them back to Iran has made us old! It was only for the reason that the petrochemical movement, and Assaluyeh, formed in Iran. But that did: to buy less oil than us, and oil prices fell. Because oil buyers demanded value added, and they tended to compensate for some of their losses by working more on raw materials and on the export of over-the-counter commodities. But when Iran began to build upstream materials, they lost the incentive to buy raw materials. The meaning of this is that: If God has given many blessings to Iran; it does not have reason to eat it all! It should divide it among others. In other words, God gives blessings to someone: to be a merciful and good neighbor, not to ask for all! This is the same as greed. What is the problem with buying rice from Pakistan or Uruguay? If you do not buy it, you know: what happens! Iranian rice prices rise: since forests and pastures must be converted to rice, and workers with high wages must be employed. Greed causes: to make rice fields also become residential complexes. Meanwhile, both the forest is destroyed and the rice fields. Production is also expensive. People are dissatisfied. We have a total population of 80 million! Which half are the child or the elderly, is it desirable to think about itself with 40 million active forces, in contrast to 3 billion of the world's workforce? And to store employment and value added? The result is Assaluyeh! Which neither the indigenous people are, nor the non-natives! Its products are not competitive, because labor is expensive in Iran. This shows that there is no unemployment, and all statistics are formal!

الطمع یعنی هذا

إعادة تعریف الاقتصاد یجب أن تحدث بین المتعلمین بحیث السمع قد یکون! وأن التعریف الرئیسی للاقتصاد یجب أن یتحول: حتى الإطاحة والعکس. ویقول الاقتصاد إن توزیع الموارد یقتصر على الاحتیاجات غیر المحدودة. ولکن من حیث الإسلام، هناک العدید من الاحتمالات، واحتیاجات محدودة. الجمیع یعترف بهذه الوفرة: على سبیل المثال، قال السید کرباسیان، وزیر الاقتصاد فی المؤتمر المعدنی: "لدینا الکثیر من النفط، عندما یخشى البعض أن ینتهی! تم اکتشاف الغاز أننا ثانی فی العالم! المناجم لدینا هی أیضا جیدة جدا. لأنه لا یزال هناک حصاد من الألغام! والمناجم عذراء وسلیمة ". مشمس، الذی لدیه إیران، أو حتى أربعة سیدیسنیس، والطقس، وما إلى ذلک، والتی حقا ینبغی أن یقال: نعمة الله لا یخلو من حدود، ولیس العد. ولذلک، فإن المطالبة بندرة الموارد هی نعمة، وأحث جمیع الخبراء الاقتصادیین على: ألا یکرروا هذا المفهوم أبدا، باستثناء النقد. من ناحیة أخرى، فی الإسلام، والحاجة للبشر محدودة، وإذا کان یتجاوز الحاجة إلیها، فإنه یشعل ویضطهد الآخرین. لقد أصبح جمیع الفراعنة وسادة العالم فخورین بأصولهم أکثر من احتیاجاتهم. الذی یحتاج أکثر من الجشع هو الجشع! إلا إذا کان یرید مساعدة الآخرین. لذلک، رغبات أو رغبات طویلة وطویلة الوقت الذی یأتی إلى الظلم للآخرین فی قلوب البشر هو خادع وقبیح. باستثناء احتیاجات واحتیاجات: لحل مشاکل الآخرین. ما هی نتیجة هذا التفکیر؟ أن لیس لدینا الجشع الحمقاء للوصول إلى هدوئنا. وکثیرا ما تکون توترات الحیاة بالنسبة لکثیر من المطالب، وغیر معقولة. على سبیل المثال، فی صناعة الصلب أو النفط، وحتى فی صناعات التعدین والمحاجر، ونحن غالبا ما یکون لها سوق الخام. والحزن من السبب فی أن الآخرین یعالجون هذه المواد الخام ویبیعونها إلى إیران جعلنا من العمر! وکان السبب الوحید وراء ذلک هو حرکة البتروکیماویات، وأسالویة، التی تشکلت فی إیران. ولکن ذلک فعل: لشراء کمیات أقل من النفط منا، وانخفضت أسعار النفط. ولأن مشتری النفط طلبوا قیمة مضافة، کانوا یمیلون إلى تعویض بعض خسائرهم عن طریق العمل أکثر على المواد الخام وعلى تصدیر السلع دون وصفة طبیة. ولکن عندما بدأت إیران فی بناء المواد الأولیة، فقدت الحافز لشراء المواد الخام. معنى هذا هو: إذا أعطى الله العدید من النعم لإیران، فإنه لیس لدیه سبب لأکل کل شیء! وینبغی تقسیمها من بین أمور أخرى. وبعبارة أخرى، یعطی الله صلى الله علیه وسلم لشخص ما: أن یکون رحیما وحسن الجوار، ولیس لطلب الجمیع! هذا هو نفس الجشع. ما هی مشکلة شراء الأرز من باکستان أو أوروغوای؟ إذا کنت لا تشتریه، أنت تعرف: ماذا یحدث! وترتفع أسعار الأرز فی إیران: إذ یجب تحویل الغابات والمراعی إلى الأرز، ویجب استخدام العمال ذوی الأجور المرتفعة. أسباب الجشع: لجعل حقول الأرز أیضا المجمعات السکنیة. وفی الوقت نفسه، یتم تدمیر کل من الغابات وحقول الأرز. الإنتاج مکلف أیضا. الناس غیر راضین. لدینا ما مجموعه 80 ملیون نسمة! أی نصف الطفل أو المسنین، هل من المرغوب فیه أن یفکر فی نفسه مع 40 ملیون قوة نشطة، على النقیض من 3 ملیارات من القوى العاملة فی العالم؟ وتخزین العمالة والقیمة المضافة؟ والنتیجة هی أسالویه! التی لا السکان الأصلیین هم، ولا غیر المواطنین! منتجاتها لیست تنافسیة، لأن العمل مکلف فی إیران. وهذا یدل على عدم وجود البطالة، وجمیع الإحصاءات الرسمیة!

Xəsislik bu deməkdir

İqtisadiyyatın yenidən təyin edilməsi, təhsilli insanlar arasında danışmaq lazımdır, belə ki, eşitmə ola bilər! Və iqtisadiyyatın əsas tərifi dəyişdirilməlidir: hətta aşırılıb və tərsinə. İqtisadiyyat deyir ki, resursların paylanması məhdudiyyətsiz məhdudiyyətlərlə məhdudlaşır. Ancaq İslam baxımından bir çox imkan və məhdud ehtiyac var. Qazın dünyadakı ikinci olduğumuz kəşf edildi! Bizim mədənlərimiz də çox yaxşıdır. Çünki mədənlərdən hələ bir məhsul yoxdur! Və minalar viran və pozulmamışdır ". Həqiqətən, Allahın xeyir-dua Vhsr deyil, saymaq deyil ki, demək lazımdır Sunny İran, və ya hətta Four Seasons, belə ki, hava və. Buna görə də, resursların olmaması iddiası bütün iqtisadi elita küfr xeyir pul üçün deyil, yalnız bu anlayış təkrar heç vaxt. Dünyanın bütün firavunları və ustaları, onların ehtiyaclarından çox qürur duydular. Açgözlülükdən daha çox ehtiyacı olanlar açgözlüdür! Başqalarına kömək etmək istəmədiyi halda. Digər ehtiyacları və ehtiyacları istisna olmaqla: başqalarının problemlərini həll etmək. Bu cür düşüncənin nəticəsi nədir? Sükunətimizə çatmaq üçün ağılsız həsrətimiz yoxdur. Həyatın gərginliyi çox vaxt tələblər və əsassızdır. Məsələn, polad sənaye və ya neft və hətta kömür və mədən sənayesində, biz tez-tez xam satış edirik. Başqalarının bu xammalın işlənməsi və İrana satılması səbəblərinin kədərlənməsi bizi köhnə etdi! Yalnızca neft-kimya hərəkatı və Assaluyeh İranın tərkibində olmuşdur. Ancaq bu, bizimlə müqayisədə daha az neft alması və neft qiymətlərinin düşməsi idi. neft alıcılar üçün əlavə dəyər çağırır və xammal daha çox işləmək meyl: qismən onların zərərləri kompensasiya, təbliğat əmtəə ixracının. Ancaq İran, yuxarı səviyyəli materiallar qurmağa başladığında, xammal almaq üçün stimulunu itirdi. Bu o deməkdir İrana Allahın bol xeyir-dua, əgər o, bütün yeyir, çünki ki! Bunu başqalarına ayırmaq lazımdır. Başqa sözlə, Allah səxavətli və yaxşı bölünür, hər kəs özü üçün istədiyi bir lütf verir! Bu, həsəd kimi eyni. Pakistandan və ya Uruqvaydan düyü satın alma problemi nədir? Əgər onu satın almazsan bilirsiniz: nə olur! meşələr yüksək əmək haqqı ilə çəltik və işçi çalışır çevirmək lazımdır, çünki İran düyü qiyməti yüksəlir. Xəsislik səbəbləri: düyü sahələrini də yaşayış kompleksləri halına gətirmək. Bu vaxt həm meşə, həm də düyü tarlaları məhv edilir. İstehsal da bahalıdır. İnsanlar narazıdırlar. Toplam 80 milyon əhalisi var! Və məşğulluq və dəyərini əlavə saxlamaq üçün əlavə mi? Nəticə Assaluyehdir! Yerli xalqın nə yerli, nə də yerli olmayanları! Məhsulları rəqabətə yaramır, çünki əmək İrana bahalıdır. Bu göstərir ki, işsizlik yoxdur və bütün statistikalar formaldır!

 

/ 0 نظر / 5 بازدید