سید احمد حسینی ماهینی
تماس با من
پروفایل من
نو سید احمد حسینی ماهینی
آرشیو وبلاگ
      חיזבאללה(حزب الله اسرائیل) (חיזבאללה ישראל מכריזה על קיומה ומקבלת חברות באשני.)
مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱۸

مدیریت تراریخته

مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم در غرب، برای مدرنیزه شدن تاریخچه آن نابود شد! علاوه بر نابودی تاریخ و تاریخچه آن، برای سترون کردن آن، محدودیت های زیادی برای آن ایجاد کردند: از جمله گفتند علم مدیریت فقط مربوط به: شرکت ها در کشورهای سرمایه داری است، بقیه مدیریت نیستند و اگر هم باشد علمی نیست. برای این منظور هم اثباتگرایی را شاهد آوردند، یعنی گفتند موضوعی علمی است که: برای همه قابل تجربه و اثبات باشد، و به فراوانی بتوان تجربه کرد. مانند جوشاندن آب در100درجه که: برای همه قابل تجربه و اثبات است. لذا مدیریت فراتر از یک شرکت، نه قابل تکرار است و نه قابل تجربه و اثبات، پس وجود خارجی ندارد. این عقاید به موازات رشد در ماتریالیسم، در مدیریت نیز بیشتر می شد و: میتوان گفت دهه 1960در جهان و بخصوص آمریکا، دهه اوج تجربه گرایی در علوم بوده است. اما با ظهور نشانه های انقلاب اسلامی در: دهه1970کم کم لحن ماتریالیستی تغییر شکل می دهد، و موضوعات متافیزیک جای خود را باز می کند. فلسفه ژرژ پولیتسر و کارل مارکس، مورد تهاجم قرار می گیرد و: مدیریت نیز از دایره علوم سخت خارج شده، در دایره علوم نرم قرار می گیرد! فلسفه علم نیز تغییراتی در جهت معنویت: از خود نشان می دهد. البته شاید اول کسی که این کار را انجام داد، کارل پوپر یا هگل معرفی شده باشد، ولی ریشه آنها در عقاید و مکاتبات: دانشمندانی چون علامه طباطبایی و: علامه جعفری از ایران بود. البته در ابعاد فراتر از بحثهای عمیق فلسفی، استادانی همانند آیت الله العظمی  بروجردی و آیت الله کاشانی از ایران، و سید قطب ازمصر و دانشگاه الازهر، زمینه سازی ها را انجام داده بودند. شهید صدر در اقتصاد و: آیت الله شیرازی در مدیریت و: امام خمینی در حکومت اسلامی، آیت الله یزدی در روانشناسی کتاب هایی نوشتند. بالاخره با ظهور انقلاب اسلامی و اثبات: توانایی های اسلام در مدیریت و سیاست و حکومت، این توانایی ها در تئوریزه کردن مدیریت نوین، بر مبنای مدیریت فرا گیر، نقش مهمی داشته است. در مقابل اثبات گرایان که اگر خدا را، زیر تیغ جراحی نمی دیدند قبول نمی کردند! نوگرایانی آمدند که گفتند: هر چیز را که ما نمی بینیم یا نمی فهمیم، دلیل نبودن آن نیست! بنابر این علم تاریخ از کتیبه ها بیرون آمد، علوم طبیعی از قفسه فسیل ها نجات پیدا کرد! فلسفه هم نفسی به راحتی دنیای بزرگ کشید. ازنظر اسلام، دنیا دارای مدیریت یکپارچه، زیر نظر خدایی واحد است. همه عالم محضر خدا است، و خدا بر همه چیز دانا و توانا است. اثبات آن هم ساده بود: زیرا که فلسفه علم به دنبال یک: علت و یک معلول بود : اگر همه عالم یک معلول باشد، بوجود آورنده آن هم یک علت خواهد بود. لذا مدیریت جهان یک مدیریت تراریخته و: جهش یافته منسجم است. که دارای زیر سیستم های فراوان: تا دل ذرات می باشد. در یک تقسیم ابتدایی آیت الله شیرازی، که در سال 1975کتاب مدیریت اسلامی را نوشت، می گوید مدیریت در اسلام سه قسمت دارد: مدیریت برخود مدیریت، بر خانواده و مدیریت بر جامعه. مدیریت بر خود اخلاق فردی است، مدیریت برجامعه اخلاق اجتماعی و خانوادگی است. اما این تقسیم بندی الهی در: نظریات امام خمینی که: دیدگاه عرفانی بر آن گذاشته اند! تمام جهان را در بر می گیرد. یعنی مدیریت انسان یا شرکت، و خانواده در درون آن تعریف می شود. این مدیریت را مشیت الهی گفته است. اگر کسی با مشیت الهی هماهنگ باشد، پیروز است و الا شکست در انتظار او است. زیرا مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، لذا همه عوامل به کمک او می آیند. اما مدیر غیرالهی مانند یک ماهی است: که در جهت عکس رودخانه شنا کند.

Transgenic management

Management, like many other sciences in the West, was destroyed to modernize its history! In addition to destroying its history and history, it created a lot of restrictions to sterilize it: among them, management science was related only to: corporations in capitalist countries, the rest are not management, and if so, they are not scientific. To this end, they also saw positivism, that is, they said that it was a scientific subject: to be experienced and proven for all, and to be experienced in abundance. Like boiling water at 100 degrees, which is: for everyone, is experienced and proven. Therefore, management beyond one company is neither repeatable nor inexplicable, and therefore not externally. As the materialist development grew, it grew in management as well: it can be said that the 1960s in the world, and in particular the United States, were the peak of experimentalism in science. But with the advent of the signs of the Islamic Revolution: in the 1970s, the materialist tone is being redefined, and metaphysical issues open up. The philosophy of Georges Pulitzer and Karl Marx is invaded, and management is also out of the ranks of hard sciences in the soft sciences circle! Philosophy of science also shows changes in the direction of spirituality. Of course, perhaps the first person to do this was Karl Popper or Hegel, but it was rooted in opinions and correspondence: scientists such as Allameh Tabataba'i and: Allame Ja'fari from Iran. Of course, in terms beyond philosophical debates, professors such as Grand Ayatollah Boroujerdi and Ayatollah Kashani of Iran, and Sayyid Qutb of Egypt and Al-Azhar University, had carried out fieldwork. Martyr Sadr in Economics and: Ayatollah Shirazi in Management: Imam Khomeini in Islamic government, Ayatollah Yazdi wrote books on psychology. Finally, with the advent of the Islamic Revolution and the proof of the capabilities of Islam in management and politics and government, these abilities have played a major role in the theorizing of modern management based on incumbent management. Against the positivists who would not accept God under the surgical ram! Novogrists came to say: "We do not see what we do not see or do not understand! So the science of history came out of the inscriptions, the natural sciences were saved from the fossil shelf! The philosophy of breath easily brought a great world. From the point of view of Islam, the world has an integrated management, under the control of a single god. All the world is God's servant, and Allah is All-Knower and All-Powerful. The proof was simple: because the philosophy of science was looking for one: cause and effect: if all the world is a disability, the cause will be one cause. Therefore, global management is a transgenic management: mutated coherent. It has many subsystems: up to the particles of the particles. In an elementary division of Ayatollah Shirazi, who wrote the book of Islamic Management in 1975, management in Islam has three parts: management of management, family and community management. Managing self is individual morality, managing social and family ethics. But this division of divine is in: The views of Imam Khomeini who have given it a mystical view! The whole world covers. That is, the management of a person or company, and a family within it. This management is said to be divine providence. If anyone agrees with divine providence, he is victorious and loses his expectation. Because divine management is in the bed: it is planned by God, so all the agents come to his aid. But the inhuman manager is like a fish: swim in the direction of the river image.

إدارة المعدلة وراثیا

الإدارة، مثل العدید من العلوم الأخرى فی الغرب، دمرت لتحدیث تاریخها! بالإضافة إلى تدمیر تاریخها وتاریخها، خلق الکثیر من القیود لتعقیمها: من بینها، کان علم الإدارة مرتبطا فقط بما یلی: الشرکات فی البلدان الرأسمالیة، والباقی لیسوا الإدارة، وإذا کان الأمر کذلک، فهی لیست علمیة. وتحقیقا لهذه الغایة، رأوا أیضا إیجابیة، أی أنهم قالوا إنها موضوع علمی: أن یکونوا من ذوی الخبرة وثبت للجمیع، وأن یکونوا ذوی خبرة فی وفرة. مثل الماء المغلی فی 100 درجة، وهو: للجمیع، من ذوی الخبرة وثبت. ولذلک، فإن الإدارة خارج شرکة واحدة لیست قابلة للتکرار ولا یمکن تفسیرها، وبالتالی لا خارجیا. ومع نمو التطور المادی، نما فی الإدارة أیضا: ویمکن القول أن 1960s فی العالم، وخاصة الولایات المتحدة، کانت ذروة التجریبی فی العلم. ولکن مع ظهور علامات الثورة الإسلامیة: فی 1970s، لهجة المادیة هو هشة قلیلا، والقضایا المیتافیزیقیة مفتوحة. فلسفة جورج بولیتزر وکارل مارکس غزت، والإدارة هی أیضا من صفوف العلوم الصلبة فی دائرة العلوم اللینة! فلسفة العلم تظهر أیضا تغییرات فی اتجاه الروحانیة. بطبیعة الحال، ربما کان أول شخص یقوم بذلک هو کارل بوبر أو هیجل، ولکنه کان متجذر فی الآراء والمراسلات: علماء مثل علام طباطبائی و: ألیم جعفری من إیران. وبطبیعة الحال، ومن حیث المناقشات الفلسفیة، قام أساتذة مثل آیة الله العظمى بروجیردی وآیة الله کاشانی من إیران، وسید قطب من مصر وجامعة الأزهر، بعمل میدانی. الشهید الصدر فی الاقتصاد و: آیة الله الشیرازی فی الإدارة: الإمام الخمینی فی الحکومة الإسلامیة، کتب آیة الله یزدی کتبا عن علم النفس. وأخیرا، ومع ظهور الثورة الإسلامیة وإثبات قدرات الإسلام فی الإدارة والسیاسة والحکومة، لعبت هذه القدرات دورا رئیسیا فی تنظیر الإدارة الحدیثة القائمة على الإدارة الحالیة. ضد بوسیتیفیستس الذین لن تقبل الله تحت رام الجراحة! جاء نوفوغریستس إلى القول: "نحن لا نرى ما لا نرى أو لا یفهمون! لذلک جاء علم التاریخ من النقوش، وتم حفظ العلوم الطبیعیة من الجرف الأحفوری! فلسفة التنفس جلبت بسهولة عالم عظیم. من وجهة نظر الإسلام، العالم لدیه إدارة متکاملة، تحت سیطرة إله واحد. کل العالم هو خادم الله، والله هو کل من یعلم وقوی. کان البراهین بسیطا: لأن فلسفة العلم کانت تبحث عن واحد: السبب والنتیجة: إذا کان العالم کله معوقا، فإن السبب سیکون سببا واحدا. لذلک، الإدارة العالمیة هی إدارة المعدلة وراثیا: متحور متماسکة. لدیها العدید من النظم الفرعیة: تصل إلى جسیمات من الجسیمات. فی قسم ابتدائی من آیة الله الشیرازی، الذی کتب کتاب الإدارة الإسلامیة فی عام 1975، والإدارة فی الإسلام ثلاثة أجزاء: إدارة الإدارة والأسرة وإدارة المجتمع. إدارة الذات هی الأخلاق الفردیة، وإدارة الأخلاق الاجتماعیة والأسریة. ولکن هذا التقسیم الإلهی هو فی: آراء الإمام الخمینی الذی أعطاه وجهة نظر باطنی! یغطی العالم کله. وهذا هو، إدارة شخص أو شرکة، والأسرة داخله. ویقال إن هذه الإدارة هی العنایة الإلهیة. إذا کان أی شخص یتفق مع العنایة الإلهیة، هو منتصرا ویفقد توقعاته. لأن الإدارة الإلهیة فی السریر: ومن المقرر من قبل الله، لذلک کل وکلاء تأتی لمساعدته. ولکن المدیر اللاإنسانی هو مثل الأسماک: السباحة فی اتجاه صورة النهر.

Transgenik idarəetmə

Qərbdə bir çox başqa elmlər kimi, rəhbərlik tarixini modernləşdirmək üçün məhv edildi! Tarixini və tarixini məhv etməklə yanaşı, sterilizasiya üçün çoxlu məhdudiyyətlər yaradılıb: bunlar arasında idarəetmə fani yalnız: kapitalist ölkələrdə korporasiyalar, qalanları isə rəhbərlik deyil, əgər varsa, elm deyildir. Bu məqsədlə onlar da pozitivizmin, yəni, elmi bir mövzu olduğunu gördülər: hər kəs üçün təcrübəli və sübut edilmiş və bolluqda təcrübəli olmaq. 100 dərəcədə qaynar su kimi, hər kəs üçün, təcrübəli və sübut olunmuşdur. Buna görə bir şirkətin kənarında idarə edilməsi təkrarlana bilməz, nə də açıqlanmır, buna görə də xarici deyil. Materialist inkişaf artdıqca, idarəetmə də böyüdü: dünyanın 1960-cı illərində və xüsusən də ABŞ-da elm sahəsində təcrübəmizin zirvəsi olduğu deyilə bilər. Ancaq İslam inqilabının əlamətləri ilə: 1970-ci illərdə materialist ton yenidən təyin olundu və metafizik məsələlər açıldı. Georges Pulitzer və Karl Marxın fəlsəfəsi işğal edilir və rəhbərlik də yumşaq elm dairəsində sərt elmlər sırasındadır! Elm fəlsəfəsi də mənəviyyat istiqamətində dəyişiklikləri göstərir. Əlbəttə ki, bunu ilk şəxs Karl Popper və ya Hegel idi, lakin fikir və yazışma köklü idi: Allameh Tabataba'i və alimlər: İranlı Allame Ja'fari. Əlbəttə ki, fəlsəfi müzakirələrdən kənarda İranın böyük Ayətullah Borsucli və Ayətullah Kaşani, Misir Seyyid Qutb və Əl-Əzhər Universiteti kimi professorlar kontekstləşdirmə aparmışlar. İqtisadiyyatdakı Şəhid Sadr və İdarəetmədə Ayətullah Şirazi: İslam hökumətində İmam Xomeyni, Ayətullah Yazdı psixologiya mövzusunda kitablar yazdı. Nəhayət, İslam İnqilabının gəlməsi və İslamın rəhbərlik, siyasət və hökumət qabiliyyətlərinin sübutu ilə bu qabiliyyətlər mövcud rəhbərliyə əsaslanan müasir idarəetmə nəzəriyyəsində böyük rol oynamışdır. Cərrahiyyə qoçu altında Allahı qəbul etməyən positivistlərə qarşı! Novogrists dedilər: "Görmədiyimiz və ya anlamadığımız şeyi görmürük! Tarixin elmi yazılardan çıxdı, təbiət elmləri fosil şelfindən qurtuldu! Nəfəs fəlsəfəsi asanlıqla böyük bir dünya gətirdi. İslam baxımından dünyadakı tək bir tanrı nəzarəti altında inteqrasiya olunmuş bir idarəetmə var. Bütün dünya Allahın quludur. Allah yenilməz qüvvət sahibi, qüdrətlidir. Bu sübut sadə idi: çünki elm fəlsəfəsi biri axtarırdı: səbəb və təsiri: əgər bütün dünya əlilliyi olsa, səbəb bir səbəb olacaq. Buna görə, qlobal idarəetmə transjenik bir rəhbərlikdir: mütənasib əlaqəli. Bir çox alt sistem var: hissəciklərin hissəciklərinə qədər. 1975-ci ildə İslam İdarəçiliyi kitabını yazan ayətullah Şirazinin ibtidai bölünməsində İslamda rəhbərlik üç hissədən ibarətdir: idarəetmə, ailə və cəmiyyət idarə olunması. Özünü idarə etmək fərdi əxlaqdır, sosial və ailə etikasını idarə edir. Amma bu ilahi diviziya içindədir: İmam Xomeyninin fikirləri mistik bir mənzərədir! Bütün dünya əhatə edir. Yəni, bir şəxsin və ya şirkətin rəhbərliyi və onun içində bir ailə. Bu rəhbərliyin ilahi nemət olduğu ifadə edilir. Kimsə ilahi təvəkküllə razılaşsa, o qalib gəlir və onun gözləməsini itirir. Çünki ilahi rəhbərlik yatağın içindədir: Allah tərəfindən planlaşdırılır, ona görə də bütün agentlər onun köməyinə gəlirlər. Ancaq qeyri-insani idarəçi bir balıq gibidir: çay görünüşü istiqamətində üzmək.

 

  نظرات ()
هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان فکر می کنند خودشان نان می دهند نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱٧

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النیران ترید هذا المجال.

وإذا لم یکن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، فی الوثائق العلیا، ما یلی: ما هی التحسینات التی ینبغی إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظیفة تحددها القوى العاملة أیضا. ویجب تقدیرها واستئجارها. ولکن المشکلة هی فی تسلیم الوثائق العلیا. تقدیم وثائق رفیعة المستوى مثل: خطة رؤیة لمدة 25 عاما، أو سیاسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمیة، میزانیة سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سیاسیا تقریبا: انها لا ینظر بشکل جید، فقط من أجل منافسیه! وقد تم القیام به. وکثیر منها لیس حقیقیا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبیل المثال، فی الصناعات الدفاعیة، لدینا الکلمة الأولى، لذلک لم یذکر أی حادث أمنی. منذ الثورة الإسلامیة، حتى الآن، لم یکن هناک سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزید من التماسک. بسبب الثورة، کانت قوات الجیش والشرطة محایدة وتفککت! وعلى أیة حال، فإن إیران لدیها قدرات عسکریة أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذی قصف نقطتین من إیران لبدء الحرب، کان هناک 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحریة صدام وجو. وحتى الآن لم یجرؤ أی جیش على إجباره. لذلک لدینا قوة بلا منازع فی العالم. ولکن برنامج التوقعات یحاول: فی السنوات ال 25 المقبلة، فإن إیران لن تکون إلا فی المنطقة! السلطة لا یمکن إنکارها. وهذه أیضا مسألة فی العمل، لأنها تمتص جمیع القوى الفاعلة والنخبة فی المجتمع، ولا تترک البطالة. وهذا یعنی: نحن المتواضع أنفسنا بینما نحن قادرون. فی العمل علینا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسکریة على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالی فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة فی المجتمع تخدم جندیا، وهذا، فی رأی وزیر العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبری! وفی حین أن جمیع المشاریع العسکریة تنفذ بأیدی هؤلاء الجنود. ولا یعتبر مکتب العمل حراسة الحدود وحمایة البلد والحامیات. فی حین أن أکبر مراکز التوظیف فی الولایات المتحدة هی مجموعات وشرکات الأمن! انها نفسها فی الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذیة، من خلال القرى والشرکات غیر المسجلة! القیام به. فی الیابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء فی منازلهن، ولکن فی إیران یعتبر غیر قانونی! واسم البطالة الخفیة. بدلا من تنظیم المعالجات وتأمین لهم، فإنها تکافح معها والنظر فی خصمها. یعرض، فی الواقع، الطلاب أو موزعی التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولکن وزارة العمل تقول: هذه هی رسوم أحلام، ویجب أن تجمع! هذا هو السبب فی أن معدل البطالة فی بعض الأحیان أعلى من عدد القوى العاملة فی المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلک. فی البلدان (تقدمت فی کلمات وزیر العمل!) الجمیع یعرف أن: التعلیم هو نوع من العمل، أی الذی یدرس، ولیس لدیه إذن للعمل، ولا یعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالی فإن معدل البطالة هو رقم. ولکن فی إیران، أکبر کارثة البطالة هی نفس الطلاب! ثقافة العمل فی إیران تقول: من الذی یعطی الأسنان لإعطاء الخبز! ولکن السادة تعتبر هذه أسطورة، ویعتقدون أنهم یعطیون أنفسهم الخبز! لهذا یرون أنهم لا یفوتون أیدیهم، ویلومون اللوم على الآخرین.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

 

  نظرات ()
ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱٦

آی اس آی مرکز سرقت علمی!

ایرانیان ساده دل، بخیال اینکه همه جای دنیا مردم امین و راستگو هستند! دست آورد های علمی خود را، قبل از انتشار در ایران، در سیستم آی اس آی ثبت می کنند، تا خیالشان راحت باشد که: کسی از روی دست آنها کپی نمی کند و: اگر هم کپی کرد و یا آن را به مرحله: تولید و تجاری سازی رساند، با کمال احترام هر ماهه مبلغ: حق الزحمه ایشان را به دلار! به آدرس درب منزل برایشان بفرستد. غافل از آنکه آنجا گرگ هایی نشسته اند که: با فرمول ها پول در می آورند و: کسی هم نمیتواند پیگیر آنها شود. برای همین است در ایران، او را با بوروکراسی متوقف می کنند، تا رقیب چینی آن را کپی کرده، با ارزانترین قیمت در کنار: منزل ایشان به فروش برساند. این باند مخوف در ایران و چین و آمریکا، بیشترین عضو را دارد. از این جهت پیگیر شدید ثبت مقالات می باشند. هر مقاله قبل از چاپ باید توسط: اعضا این باند در حاشیه سمینارها مطالعه شود، موضوع آن تایید گردد! سپس با تبادل اطلاعات در آمریکا و چین، مشخص شود که طرح چه کمبود هایی دارد، آنگاه که طرح بصورت کامل توضیح داده شد، در آمریکا و چین همزمان به تولید آن اقدام می کنند. چون آمریکا در تحریم شریک است، لذا چین آن را وارد می کند و: با قیمت ارزان هم می فروشد، تا در ایران، دیگر کسی به دنبال تجاری سازی آن نباشد. برای تست این مرحله می توان به: دانشمندان توصیه کرد: قبل از اقدام به چاپ مقاله خود، یا طرح موضوع، شخصا آن را در کمال خفا به: تولید کارگاهی برسانند. خواهند دید که مشابه خارجی ندارد! چه رسد به اینکه مشابه خارجی، ارزان تر هم باشد. بطور مثال در انرژی هسته ای یا: صنایع موشک ما این تردستی ایرانیان را می بینیم، که به دلیل حمایت وزارت دفاع از این مقالات، و محرمانه اعلام کردن آن، تحت فشار بازدید ها هستند! آمریکا و یا آژانس که سعی دارند: از همه موضوعات سر در بیاورند، خودشان میدانند که سلاح کشتار جمعی بهانه است، همانطور که برای حمله به عراق، بهانه بود! بلکه هدف اصلی آنان کپی برداری و: یا خرید دانشمندان است. چنانچه دیدیم چند دانشمند هسته ای که: خود را نفروختند ترور شدند. تا درس عبرتی برای بقیه باشند. البته این موضوع فقط مربوط زمان ما نمی شود. در جنگ جهانی اول و دوم، دانشمندان اتمی آلمان نیز این سرنوشت را داشتند: یا باید به آمریکا می رفتند، و برای ارتش آمریکا کار می کردند، یا به طرز مرموزی کشته می شدند. بعد از حمله آمریکا به عراق هم، مشابه این بلا بر سر دانشمندان آنجا آمد. پاکستان نیز، که اخیرا نخواست با آمریکا و آل سعود، به یمن حمله کند، از این توطئه ها در امان نماند. اکنون داعش و طالبان از سراسر دنیا، به مرز شرقی آن فراخوان شده اند، تا بتوانند عملیات سرقت علمی! یا دزدی دانشمندان را ساماندهی کنند. با کشتار مردم میانمار، افراد داعش که بیشتر از چچن هستند، به آنجا گسیل شدند تا: به داخل پاکستان نفوذ کنند البته هدف آنها فقط پاکستان نیست، زیرا تنها مرزی که ایران در ان آسیب پذیر است، مرز با پاکستان است و لذا، نفوذ دادن نیروهای ضد دانشمندان: هسته ای ایران هم از انجا راحت تر است. بنابر این تا هنگامیکه دانشمندان ایرانی، محصولات خود را در آی اس آی، رایگان در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار بدهند، در امان هستند و گرنه، باید برای خود محافظ استخدام کنند. یا به استخدام نیروهای نظامی و امنیتی در آیند. استادان فرهیخته، خود این موضوع را می دانند، ولی آنهاییکه در دوران تحصیل، زیر نظر نظام آموزش آمریکایی بوده اند، ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! ولی به استخدام نیروهای مسلح ایران در نیایند.

ISI, the Scientific Stealing Center!

Simple Iranians, thank you for the fact that everyone in the world is honest and truthful! The scientific achievements are documented in the ISI system before they are published in Iran, so that it is easy for them to read: they do not copy from their hands: if copied or taken to stage: production And commercialization, with great respect every month Amount: their revenues in dollars! Send them to the door of the house. Unaware of the fact that there are wolves sitting in the form of money: and no one can follow them. Therefore, in Iran, he will stop him with the bureaucracy, so that the Chinese rival will copy it, selling it at his lowest price, along with his home. This ghastly band in Iran, China and the United States has the most members. This is the reason why the articles are constantly tracked. Each paper before printing must be read by: members of the band on the sidelines of the seminars, subject to confirmation! Then, by exchanging information in the United States and China, it is clear what deficiencies are in the design, when the plan is fully explained, they are simultaneously producing it in the United States and China. Because the United States is a partner in sanctions, it imports China and sells it at cheap prices, so that in Iran, nobody is looking to commercialize it. To test this step, you can: Scientists advise: Before you publish your article, or design the subject, personally steal it to perfection: to produce a workshop. They will see that they are not alike! Let alone being cheaper than foreign ones. For example, in nuclear power, or: our missile industry, we see this Iranianship, which, thanks to the Defense Department's support for these articles, and the secret to announcing it, are under pressure from the visitors! The United States or the Agency, which are trying to: deal with all the issues, themselves know that weapons of mass destruction are an excuse, as was the pretext for invading Iraq! But their main purpose is to copy and / or buy scientists. As we have seen, a number of nuclear scientists, who did not sell themselves, were assassinated. To be a lesson for the rest. Of course this is not just about our time. In World War I and II, German nuclear scientists also had this fate: either they had to go to America, work for the US military, or they would have been mysteriously killed. After the US invasion of Iraq, the same happened to scholars. Pakistan, which recently did not want to attack Yemen with the United States and Al Saud, did not escape the conspiracies. ISIL and the Taliban have been called to the eastern border from all over the world to carry out theft of science! Or stealing scientists. With the killing of the people of Myanmar, ISIS people, who are more than Chechen, were dispatched to: penetrate into Pakistan, but their goal is not only Pakistan, because only the border where Iran is vulnerable is bordered by Pakistan and, therefore, penetration Give anti-scientists forces: Iran's nuclear weapons are also easier. Therefore, as long as Iranian scientists are free of charge to the US and Israel for their products at the ISI, they should be hired to protect themselves. Or to hire troops and security forces. The educated professors themselves know this, but those who have been under the American education system during their studies prefer to: their plans are stolen by the United States! But do not hire Iranian armed forces.

إیسی، مرکز سرقة العلمی!

الإیرانیون البسیطون، شکرا لکم على حقیقة أن الجمیع فی العالم صادق وصادق! وقد تم توثیق الإنجازات العلمیة فی نظام إیسی قبل نشرها فی إیران، بحیث یکون من السهل تصور أن: لا أحد ینسخها من أیدیها، وإذا تم نسخها أو نقلها إلى مرحلة: الإنتاج والتسویق، مع الاحترام الکبیر کل شهر المبلغ: إیراداتها بالدولار! إرسالها إلى باب المنزل. لا یدرکون حقیقة أن هناک ذئاب یجلس فی شکل نقود: ولا أحد یستطیع متابعتها. ولذلک، فی إیران، سوف یمنعه مع البیروقراطیة، بحیث المنافس الصینی سوف نسخه، وبیعه فی أدنى سعر له، جنبا إلى جنب مع منزله. هذه الفرقة المروعة فی إیران والصین والولایات المتحدة لدیها أکبر عدد من الأعضاء. هذا هو السبب فی تتبع المواد باستمرار. یجب أن تقرأ کل ورقة قبل الطباعة من قبل: أعضاء الفرقة على هامش الحلقات الدراسیة، تخضع للتأکید! ومن ثم، یتبین من خلال تبادل المعلومات فی الولایات المتحدة والصین ما هی أوجه القصور فی التصمیم، وعندما یتم شرح الخطة بالکامل، فإنها تنتجها فی الوقت نفسه فی الولایات المتحدة والصین. ولأن الولایات المتحدة شریک فی العقوبات، فإنها تستورد الصین وتبیعها بأسعار رخیصة، حتى فی إیران، لا أحد یتطلع إلى تسویقه. لاختبار هذه الخطوة، یمکنک: نصح العلماء: شخصیا، وسرقة إلى ورشة العمل قبل نشر مقالتها، أو تصمیمه. وسوف نرى أنها لیست على حد سواء! ناهیک عن کونها أرخص من تلک الأجنبیة. على سبیل المثال، فی الطاقة النوویة، أو: صناعة الصواریخ لدینا، ونحن نرى هذه الإیرانیة، والتی بفضل دعم وزارة الدفاع لهذه المواد، وسر لإعلانه، تتعرض لضغوط من الزوار! إن الولایات المتحدة أو الوکالة التی تحاول: التعامل مع جمیع القضایا، هی نفسها تعرف أن أسلحة الدمار الشامل ذریعة، کما کانت ذریعة لغزو العراق! ولکن الغرض الرئیسی منها هو نسخ و / أو شراء العلماء. وکما رأینا، فقد اغتیل عدد من العلماء النوویین الذین لم یبیعوا أنفسهم. أن یکون درسا لبقیة. بالطبع هذا لیس فقط حول عصرنا. فی الحرب العالمیة الأولى والثانیة، کان العلماء النوویون الألمان أیضا هذا المصیر: إما أن یذهبوا إلى أمریکا، والعمل للجیش الأمریکی، أو کانوا قد قتلوا بشکل غامض. بعد الغزو الأمریکی للعراق، حدث الشیء نفسه للعلماء. وباکستان، التی لم ترغب فی مهاجمة الیمن مع الولایات المتحدة والسعود، لم تفلت من المؤامرات. داعش وطالبان تم استدعاؤهم إلى الحدود الشرقیة من جمیع أنحاء العالم لتنفیذ سرقة العلم! أو سرقة العلماء. وبقتل شعب میانمار، تم إیفاد شعب داعش، الذین هم أکثر من الشیشان، إلى: الدخول إلى باکستان، ولکن هدفهم لیس مجرد باکستان، لأن الحدود الوحیدة التی تکون إیران معرضة للخطر هی الحدود مع باکستان، وبالتالی فإن الاختراق إعطاء القوى المضادة للعلماء: الأسلحة النوویة الإیرانیة هی أیضا أسهل. لذلک، طالما علماء إیرانیون مجانا إلى الولایات المتحدة وإسرائیل لمنتجاتهم فی إیسی، ینبغی تعیینهم لحمایة أنفسهم. أو لتوظیف القوات وقوات الأمن. الأساتذة المتعلمین أنفسهم یعرفون ذلک، ولکن أولئک الذین کانوا تحت نظام التعلیم الأمریکی خلال دراستهم یفضلون: سرقت خططهم من قبل الولایات المتحدة! ولکن لا تستأجر القوات المسلحة الإیرانیة.

ISI, Elmi İstiqamət Mərkəzi!

Sadə İranlılar, dünyadakı hər kəsin dürüst və doğru olduğuna görə təşəkkür edirəm! ISI rekord İranda akademik, pre-azad, nailiyyətləri onların əlləri kimsə surəti və ya kopyalanamaz və ya istehsal qoymaq ki, azad Hər ay böyük hörmətlə ticarileşmə Məbləğ: onların gəlirləri dollarla! Onları evin qapısına göndərin. Pul şəklində oturan canavarların varlığından xəbərsizdir və heç kim onları izləyə bilməz. Buna görə də, İranda bürokratiya ilə onu dayandıracaq, belə ki, Çin rəqibi onu evinin yanında ən aşağı qiymətə satır. İran, Çin və ABŞ-dakı bu dəhşətli qrupun ən çox üzvləri var. Bu səbəbdən məqalələr daim izlənilir. Çapdan əvvəl hazırlanmış hər bir kağız təsdiq edilməlidir: seminarlar çərçivəsində qrup üzvləri tərəfindən oxunmalıdır! Birləşmiş Ştatların sanksiyalarda tərəfdaş olduğu üçün, Çin idxal edir və ucuz qiymətlərlə satır, buna görə İranda heç kim onu ​​kommersiya məqsədilə axtarır. Bu addımı test etmək üçün aşağıdakıları edə bilərsiniz: Alimlər məsləhət vermişlər: şəxsən, məqaləsini dərc etmədən və ya onu tərtib etməzdən əvvəl onu işə salın. Onlar bir-birinə bənzəməyəcəklərini görəcəklər! Xaricilərdən daha ucuz olaq. Amma onların əsas məqsədi alimlərin surətini çıxarmaq və / və ya almaqdır. Gördüyümüz kimi, özlərini satmadığı bir sıra nüvə alimləri sui-qəsd edilib. Qalanlar üçün bir dərs olmaq. Əlbəttə ki, bu, yalnız bizim vaxtımız deyil. ABŞ-ın İraqın işğalından sonra alimlər də eyni idi. Yaxın vaxtlarda Yəmənə ABŞ və Al Südlə hücum etmək istəməyən Pakistan, komplonun qaçışından qaçmadı. İSİL və Taliban, dünyanın bütün yerlərindən şərq sərhədinə elm oğurluğunun həyata keçirilməsinə çağırılıb! Və ya alimləri oğurluq. Myanmar nəfər həlak, Çeçenistan daha çox İslam Dövləti, hədəf yalnız Pakistan yayılmaq üçün Pakistana göndərildi çünki İran, buna görə də təsiri həssasdır Pakistan sərhəd və yalnız sərhəd, Anti-alim qüvvələrini verin: İranın nüvə silahları da asanlaşır. Buna görə, İranlı alimlər ISI-da öz məhsulları üçün ABŞ və İsrailə pulsuz olduqda, özlərini qorumaq üçün işə götürülməlidirlər. Və ya əsgərləri və təhlükəsizlik güclərini işə götürmək. Təqaüdçü professorlar bunu bilirlər, amma Amerika təhsil sistemində tədqiqatlar əsnasında yaşayanlara üstünlük verirlər: onların planları ABŞ tərəfindən oğurlanıb! Lakin İran silahlı qüvvələrini işə götürməyin.

 

  نظرات ()
گرچه نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱٥

داروی کوچک کردن دولت:

 همانطور که میدانیم داروی هر دردی، کنار همان تعبیه شده است و: این اعتقاد ما ایرانی ها است، مثلا در کوههای سرد و برفی ایران، سه هزار چشمه آب گرم موجود است. و یا پیاز هر شهری، دارای تمام خصوصیات ضد بیماری، برای غریبه ها است، و امثال آن. البته چینی ها و شاید ادیان غیر الهی، معتقدند باید دارو ها را، از دور دست ها به دست آورد، و هرچه دورتر باشد موثر تر است. اگر براساس تئوری ایرانی عمل کنیم، داروی پیشرفت ایرانی ها در خود ایران است، و اگر هم می خواهیم دولت را کوچک سازی کنیم، باید از مدل های بومی استفاده کنیم، که مهمترین آن پرداخت یارانه ارزی و: پخش انفال بین جوانان درحال ازدواج است. مثلا  در مورد داروها هم، اگر داروهای گیاهی خودمان را در نظر بگیریم، همه درد ها را درمان می کند! نه تنها دارو های گیاهی بلکه حتی: فلزات ایرانی هم شفابخش است: طلا، خوردنی ترین فلز است! آلومینیوم برای اسید معده مناسب است! آهن خونساز است و.. اما اگر الگوی چینی یا بودایی را قبول داشته باشیم، هرچه دورتر برویم به: راه حل های بهتری می رسیم! به همین دلیل برخی ها به بومی سازی معتقدند، و برخی ها بومی گریز! هردو نفس می کشند و: هیچ چیز هم تغییر نمی کند. همه دستور العمل ها از روی هم نوشته می شوند، همه مثل هم حرف می زنند، ولی جامعه کار خودش را می کند. گویا فلک با آنها سر لج بازی دارد: که شاعر خوب گفت: چه بد کرداری ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ. اما ناصر خسرو دهلوی، این را قبول ندارد و می گوید: نکوهش نکن چرخ نیلوفری را. بنا براین دنیا را هر طور که بخواهی، می بینی و تفسیر می کنی، پس بهتر است خوب ببینی و خوب تفسیر کنی! و خود را به زحمت نیاندازی. برای درک بهتر موضوع باید بدانیم که: همه ما در یک سیستم عضو هستیم و: آن سیستم یکپارچه مدیریت جهانی است: نیروی انسانی ما هشت میلیارد نفر، مواد اولیه همه معادن جهان، ابزارآلات و سرمایه ما انبوه دستاوردهای بشری در: گذشته و حال و آینده است. تصور سیستم دیگر فقط در: داخل این سیستم میسر است . همانطور که در فیزیک، ما نقطه ای مستقل نداریم، درسیستم  مدیریت یکپارچه جهانی هم، هیچ سیستمی مستقل از آن نیست. وقتی این واقعیت را قبول نکنیم، هیچ کاری از دستمان بر نمی آید! زیرا خودمان را تافته جدا بافته می دانیم، که می خواهد همه چیز را تغییر بدهد، ولی می بیند حتی یک عادت: دیر از خواب بیدار شدن خود را هم، نمی تواند ترک کند! اما اگر این سیستم را قبول کردیم، با این سیستم تعامل سازنده می کنیم، دیگر به دنبال آن نیستسم که: صحبت از بخش خصوصی یا خصولتی، نیمه دولتی یا دولتی کنیم: زیرا همه اینها مراتب وجودی یک جامعه هستند، یعنی ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تعییر بدهیم، بلکه از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. مثل قیافه و قد و صدای خودمان! اگر دست خود ما بود بهترین و: زیباترین قیافه ها را درست می کردیم.  گرچه  نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ اگر نامزد شما قد بلند باشد، شماهم در حسرت قد بلند خواهید بود، ولی اگر نامزد شما قد کوتاه باشد، دیگر این آرزو را نخواهید داشت. جهان هم با مدیریت های تفکیک شده، یا منطقه ای اداره نمی شود، بلکه همه ان زیر نظر: ولی عصر عج هست و: رشته امور را او به دست دارد، و همه در تحت مدیریت او هستند. و برای همین است که جهان باقی است! والا با یک حرکت افراد نادانی مثل ترامپ، دنیا بیش از یک روز دوام نمی اورد.

Minimize drug:

 As we know, the drug of any pain is beside it: "It is our belief in Iranians, for example, in the cold and snowy mountains of Iran, there are three thousand springs of hot water." Or onion of any city, has all the anti-disease characteristics, for strangers, and the like. Of course, the Chinese, and perhaps non-divine religions, believe that they should get drugs from distant hands, and the more distant they are. If we act on the basis of Iranian theory, Iran's progress in Iran is in itself, and if we want to minimize the state, we must use indigenous models, most notably the payment of foreign exchange subsidies and: Anfal distribution between married youths. . For medications, for example, we treat all the pain if we consider our herbal remedies! Not only herbal medicines but also: Iranian metals are healing: gold is the most eaten metal! Aluminum is suitable for gastric acid! Iron is hematuronic and ... But if we accept the pattern of Chinese or Buddhist, the farther we go: we will get better solutions! That's why some believe in localization, and some are native to the escape! Both breathe and: nothing changes. All recipes are written together, everyone is talking the same way, but the community does its work. The raccoon has a head with them: the good poet said: "What a bad guy!" What is the behavior of the wheel, the head of the wheel? But Nasser Khosrow Dehlavi does not agree with this and says: "Do not hurt the Niloufari wheel." So, seeing and interpreting the world as you wish, then it's better to see good and interpret it well! And do not bother yourself. For a better understanding of the subject, we need to know that: We are all members in a system: it is an integrated system of global management: our human resources are eight billion people, the raw material of all mines in the world, our tools and capital, the mass of human achievements in: past and present, and Is coming. The system's other imagination is only possible: inside the system. As in physics, we do not have an independent point, in the integrated global management system, there is no system independent of it. When we do not accept this fact, nothing can be done! Because we consider ourselves as a woven plaster, who wants to change everything, but he sees even a habit: he cannot leave his awakening too late! But if we accept this system, we will interact with this system, we will no longer seek to: speak of a private or productive, semi-governmental or state sector: because all of this is the essence of a society, that is, we did not create We want to change, but from the beginning, and then it will be. Like the look and feel of ourselves! If our own hand was the best, we would make the most beautiful looks. Although we do not know whether the tall is good or short? If your candidate is tall, you will be tall, but if your candidate is short, you will no longer have this wish. The world is not governed by separate, regional or regional administrations, but it is all under the control of: but it is the age of the AJ: it has the field of affairs, and everyone is under his control. And that's why the world is left! Supreme, with the fate of ignorant people like Tramp, the world did not last for more than a day.

تقلیل المخدرات:

 وکما نعلم، فإن المخدرات من أی ألم هی بجانبه: "إن إیماننا بالإیرانیین، على سبیل المثال، فی الجبال الباردة والثلجیة فی إیران، وهناک ثلاثة آلاف ینابیع من الماء الساخن". أو البصل من أی مدینة، لدیه کل الخصائص المضادة للمرض، للغرباء، وما شابه ذلک. وبطبیعة الحال، فإن الدیانات الصینیة، وربما غیر الإلهیة، تعتقد أنها یجب أن تحصل على المخدرات من أیدی بعیدة، والأبعد من ذلک. إذا تصرفنا على أساس النظریة الإیرانیة، فإن تقدم إیران فی إیران هو بحد ذاته، وإذا أردنا تقلیل الدولة، یجب علینا استخدام النماذج الأصلیة، وعلى الأخص دفع إعانات النقد الأجنبی و: توزیع الأنفال بین الشباب المتزوجین. . للأدویة، على سبیل المثال، ونحن علاج کل الألم إذا کنا نعتبر العلاجات العشبیة لدینا! لیس فقط الأدویة العشبیة ولکن أیضا: المعادن الإیرانیة هی الشفاء: الذهب هو المعدن الأکثر تؤکل! الألومنیوم هو مناسبة لحامض المعدة! الحدید هو هیماتورونیک و ... ولکن إذا نحن نقبل نمط الصینیة أو البوذیة، و أبعد نذهب: سنحصل أفضل الحلول! هذا هو السبب فی بعض یعتقدون فی توطین، وبعضهم الأصلی إلى الهروب! کل من التنفس و: لا شیء یتغیر. تتم کتابة جمیع وصفات معا، والجمیع یتحدث بنفس الطریقة، ولکن المجتمع یفعل عمله. الراکون له رأس معهم: قال الشاعر الجید: "ما رجل سیء!" ما هو سلوک العجلة، رأس العجلة. لکن ناصر خسرو دههلافی لا یوافق على ذلک ویقول: "لا تؤذی عجلة نیلوفاری". لذلک، رؤیة وتفسیر العالم کما یحلو لک، ثم فمن الأفضل أن نرى جیدة وتفسیر ذلک بشکل جید! ولا تزعج نفسک. ولتحقیق فهم أفضل للموضوع، نحتاج إلى معرفة ما یلی: "نحن جمیعا أعضاء فی نظام: فهو نظام متکامل للإدارة العالمیة: مواردنا البشریة ثمانیة ملیارات نسمة، والمواد الخام لجمیع الألغام فی العالم، وأدواتنا ورؤوس الأموال، وکتلة الإنجازات البشریة فی الماضی والحاضر، و قادم. وخیال النظام الآخر ممکن فقط: داخل النظام. کما هو الحال فی الفیزیاء، لیس لدینا نقطة مستقلة، فی نظام الإدارة العالمیة المتکاملة، لا یوجد نظام مستقل عن ذلک. عندما لا نقبل هذه الحقیقة، لا شیء یمکن القیام به! لأننا نعتبر أنفسنا کما الجص المنسوجة، الذی یرید تغییر کل شیء، لکنه یرى حتى هذه العادة: وقال انه لا یمکن ترک صحوة متأخرة جدا! ولکن إذا قبلنا هذا النظام، فإننا سوف نتفاعل مع هذا النظام، ونحن سوف لم تعد تسعى إلى: الکلام عن القطاع الخاص أو الإنتاج شبه الحکومی أو الدولة: لأن کل هذا هو جوهر المجتمع، وهذا هو، لم نخلق نرید تغییر، ولکن من البدایة، وبعد ذلک سیکون. مثل الشکل والمظهر من أنفسنا! إذا کان یدنا کان أفضل، ونحن سوف تجعل تبدو أجمل. على الرغم من أننا لا نعرف ما إذا کان طویل القامة هو جید أو قصیر؟ إذا کان المرشح الخاص بک طویل القامة، سوف تکون طویل القامة، ولکن إذا کان المرشح الخاص بک قصیرة، فلن یکون لدیک هذه الرغبة. إن العالم لا تحکمه إدارات منفصلة أو إقلیمیة أو إقلیمیة، ولکن کل ذلک تحت سیطرة: ولکن عصر عصر آج: له مجال الشؤون، وکل شخص تحت سیطرته. وهذا هو السبب فی ترک العالم! العلیا، مع مصیر الجهل الناس مثل الترامب، العالم لم یدوم لأکثر من یوم واحد.

Dərmanı minimuma endirmək:

 Və ya hər hansı bir şəhərin soğanında bütün anti-xəstəlik xüsusiyyətləri, yabancılar və buna oxşardır. Persia aktı İranda inkişaf İranlılar, nəzəriyyəsi əsasında varsa və onlar kiçilmə hökumətin istəyirsinizsə, biz yerli istifadə model, xüsusən subsidiyalar və xarici valyuta: Broadcast Anfal gənclər evli . Dərman üçün, məsələn, dərman vasitələrimizi nəzərə alsaq, bütün ağrıları müalicə edirik! Yalnız bitki mənşəli dərmanlar deyil, həm də: İranlı metallar müalicə edir: qızıl ən çox yeyilən metaldır! Alüminium mədə turşusu üçün uygundur! Bəziləri lokalizasiyaya inanır və bəziləri qaçış üçün doğma! Həm nəfəs alır, həm də dəyişir. Bütün reseptlər birlikdə yazılır, hər kəs eyni şəkildə danışır, amma icma öz işini edir. Rokunun onlarla birlikdə başı var: yaxşı şair dedi: "Nə pis adam!" Təkərin başlığı, təkərin başı necədir. Amma Nasser Khosro Dehlavi, qəbul və lotus təkərlər günah yoxdur deyir deyil. Beləliklə, dünyanı istədiyiniz kimi görmək və təfsir etmək, onda yaxşı olduğunu görmək və yaxşı şərh etmək daha yaxşıdır! Özünüzü narahat etməyin. yaxşı mövzu bir orqan sistemi hamımız və bu inteqrasiya sistemlərinin idarə var ki, bilməlidir anlamaq üçün universal edir: insan resursları biz səkkiz milyard nəfər, xammal dünya kalıp bütün mina və keçmiş və indiki bizim kapital kütləvi insan nailiyyətləri var; Gəlir. Sistemin digər təsəvvürləri yalnız mümkündür: sistem içərisində. Fizikada olduğu kimi, inteqrasiya olunmuş qlobal idarəetmə sistemində müstəqil bir nöqtə yoxdur, ondan asılı olmayan bir sistem yoxdur. Bu həqiqəti qəbul etmədikdə, heç bir şey edilə bilməz! Bu sistem sistem konstruktiv qarşılıqlı razılıq əgər Lakin, biz artıq Nystsm özəl sektor və ya Khsvlty, yarı ictimai və ya dövlət müzakirəsi axtarır ki, biz etmədik yaratdığı cəmiyyətin bütün səviyyələrində üçün Biz dəyişdirmək istəyirik, amma başdan bəri, bundan sonra da olacaq. Özümüzün görünüşü və hissləri kimi! Öz əlimiz yaxşı olarsa, biz ən gözəl görünüşlər edəcəyik. Uzunluğun yaxşı və ya qısa olub olmadığını bilmirik. Sizin namizədiniz hündür olsaydı, uzun olacaqsınız, amma namizədiniz qısa olsa, onda bu arzunuz yoxdur. Buna görə də dünya qaldı! Ali, Tramp kimi cahil insanların taleyi ilə dünya bir gündən çox dayanmadı.

 

  نظرات ()
دولت برای کوچک سازی باید برنامه مدون داشته باشد نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱٤

کوچک کردن دولت از پایین

برخی ها سرنا را از سر گشادش می زنند! مثلا برای کوچک کردن دولت از بالا شروع می کنند، در حالیکه باید از پایین شروع کرد. یعنی باید دید که مردم، به چه دلیلی به شغل دولتی روی می اورند، و در صف های کیلومتری استخدام می ایستند، و خسته هم نمی شوند! چرا شرکت ها و موسسات دوست دارند: به دولت وصل شوند ولو اینکه، خود را خصوصی بدانند. چرا مردم به موسسات دولتی بیشتر اعتماد می کنند؟ مثلا تا کنون هیچ بانک خصوصی، نتوانسته بپای بانک ملی ایران برسد؟ اگر این علت را پیدا کردیم، آن وقت با قطع این علت ها، مردم به سراغ زندگی خودشان می روند، و دست از سر دولت برمی دارند! ما همه میدانیم که حقوق کارمندان دولت، هرچه رسمی تر و باسابقه تر باشند! از حقوق همتای آنان در بخش خصوصی، خیلی کمتر است بطوریکه: معمولا حقوق کارمندی یا کارمند بودن، از مختصات طبقه ضعیف است. اما چرا دوست دارند با همین حقوق کم بسازند؟ و در استخدام دولت باشند و: چرا سراغ کار آفرینی نمی روند؟ یکی از دلایل اصلی آن ریسک کمتر بخش دولتی است، شعار دولتی دوستان این است : کم بخور همیشه بخور! یعنی اگر بخش خصوصی زیاد می خورد: اتفاقی است و دوام ندارد. به قول بازاری ها: بالا پایین زیاد دارد. دلیل دوم هویت بخشی دولتی است. یعنی خریدار یا کارمند بخش دولتی، میداند اگر ضرر کرد یا شکایتی داشت، معلوم و مشخص است که به سراغ چه کسی برود، ولی بخش خصوصی یک شبه غیب می شود! اما دلیل سوم یا مهمترین دلیل، امکانات فراوانی است که در اختیار دولت است.  از اعتبار اجتماعی گرفته تا رانت های اقتصادی، هرکدام سرفصل جذابیت برای یزرگتر شدن دولت است. میتوان با انتقال این حذابیت ها به بخش خصوصی، آنها را هم توانمند کرد. مثلا یک کارمند یا شرکت دولتی، میداند چه خوب کار کند چه بد! فروش داشته باشد یانه، سر برج حقوق ماهیانه اش را دریافت می کند. مقایسه ای ساده بین روزنامه های دولتی و غیر دولتی، بسادگی این فرق را نشان می دهد. البته ممکن است روزنامه ای خود را بخش خصوصی بداند! ولی تمام توانمندیهای خود را از دولت یا: موسسات عمومی مانند شهرداری ها گرفته باشد. در این جا تفاوتی بین موسسات دولتی و وابسته به دولت، شبه دولتی و نظامی و حتی موسسات عمومی وجود ندارد. زیرا در دلایل سه گانه فوق با هم یکی هستند: یعنی ریسک پذیری کم، اعتبار بالا و امکانات (رانت های) موجود و: نداشتن دغدغه بازدهی. این فقط مختص ایران هم نیست، مثلا یک ارتش بالاترین بودجه ها را دارد و: کارمندان آن بالاترین حقوق ها را می گیرند، برای اینکه اگر جنگی شد از کشور دفاع کنند. و ممکن است اصلا جنگی اتفاق نبافتد. ولی با اینحال نیاز یک کشور است، به همین دلیل همیشه استخدام دارند و: کسری بودجه هم ندارند. این مثال چون روشن است، قابل فهم تر است و الا همه وزارتخانه ها و: موسسات دولتی همین طور هستند. مثلا وزارت کشاورزی موظف است: از تولیدات کشاورزی حمایت کند تا نیاز به واردات نباشد، ولی تحقق این امر یا عدم تحقق آن، در پرداخت حقوق پرسنل یا هزینه های: جاری تاثیری ندارد. لذا به منظور کوچک کردن دولت، باید رانت های اطلاعاتی و: پشتوانه های مالی و اقتصادی آن واگذار شود. این امر به معنی عدم تمرکز یا: مرکز گریزی است! که هم معنی خوب دارد و هم معنی بد. معمولا معنی بد آن بیشتر است، لذا دولتها از اینکه اختیارات و: اموال و امتیازات را واگذار کنند، هیچ سودی نمی برند و در واقع به: رقیب آینده خود نه تنها کمک نمی کنند، بلکه زیر پای او را بیشتر خالی می کنند! نمونه آن پرداخت یارانه نقدی است. که آشکارا خزانه دولت را، در جیب مردم می گذارد و لذا، تاکنون رقم آن افزایش پیدا نکرده است.

Shrink the government down

Some will screw Serena! For example, they begin to shrink the government from above, while they should start from the bottom. That is to say, people have to go to the government for some reason, they stand in the queues a kilometer, and they are not tired! Why do companies and institutions like to: connect with the government, even if they consider themselves private. Why do people trust government institutions more? For example, no private bank has ever been able to reach the National Bank of Iran? If we find this cause, then by cutting off these causes, people will go to their own lives, and leave the government! We all know that the salaries of state employees are more formal and up-to-date! Their private counterparts in the private sector are much less likely to be: usually the salary of a worker or an employee is of poor class coordinates. But why would they like to make the same low salaries? And to hire government: Why do not entrepreneurs do business? One of the main reasons is the lower risk of the public sector, the slogan "Friends of the state" is: eat low food always! That is, if the private sector eats a lot: it is coincidental and does not last. In the words of the market: high is low. The second reason is government identity. Ie the buyer or the public sector employee, knows if he has lost or had a complaint, it is clear who to whom he will go, but the private sector will be overnight! But the third or most important reason is the many possibilities that the government has. From social credentials to economic rents, each one is a charming topic for a larger government. You can also empower them by transferring them to the private sector. For example, an employee or government company knows what's going to work. What a bad thing! Youne, the head of the tower receives his monthly salary. A simple comparison between government and non-governmental newspapers simply shows this difference. Of course, your newspaper may be considered a private sector! But all its capabilities come from the government or public institutions such as municipalities. There is no difference between government agencies and government agencies, paramilitary and military, and even public institutions. Because of the three reasons mentioned above: low risk appetite, high credit, and facilities (rents) available and: lack of efficiency concerns. It is not just for Iran, for example, an army has the highest budgets, and its employees receive the highest salaries, in order to defend the country if it is a war. And there may not be a war at all. But nevertheless there is a need for a country, so they are always hired, and they do not have a budget deficit. This example is clear, more understandable, and all ministries and government agencies are the same. For example, the Ministry of Agriculture is required to: support agricultural production so that imports are not needed, but the realization or non-fulfillment of it does not affect the payment of personnel salaries or current costs. Therefore, in order to reduce the government, information rents and financial and economic backing must be given. This means decentralization or: the center of escape! That means both good and bad. Usually bad means are more, so governments do not benefit from the power and privilege of property and privileges, and in fact they will not only help their future rival, but will further empty it under her feet! An example is a cash subsidy. Which obviously puts the government's treasury in the pockets of the people, and so, so far, its figure has not risen.

تقلیص الحکومة

البعض سوف برغی سیرینا! على سبیل المثال، أنها تبدأ فی تقلیص الحکومة من فوق، فی حین ینبغی أن تبدأ من القاع. وهذا یعنی، الناس لدیهم للذهاب إلى الحکومة لسبب ما، فإنها تقف فی طوابیر کیلومتر واحد، وأنها لیست متعبة! لماذا الشرکات والمؤسسات ترغب فی: التواصل مع الحکومة، حتى لو کانوا یعتبرون أنفسهم خاصة. لماذا یثق الناس بالمؤسسات الحکومیة أکثر؟ على سبیل المثال، لم یتمکن أی مصرف خاص من الوصول إلى البنک الوطنی الإیرانی؟ إذا وجدنا هذا السبب، ثم عن طریق قطع هذه الأسباب، والناس سوف تذهب إلى حیاتهم الخاصة، وترک الحکومة! ونحن نعلم جمیعا أن رواتب موظفی الدولة هی أکثر رسمیة ومحدثة! ومن المرجح أن یکون نظرائهم من القطاع الخاص فی القطاع الخاص أقل احتمالا بکثیر: عادة ما یکون راتب العامل أو الموظف من إحداثیات الطبقة الفقیرة. ولکن لماذا یودون أن یدفعوا نفس المرتبات المنخفضة؟ وتوظیف الحکومة: لماذا لا أصحاب المشاریع القیام بأعمال تجاریة؟ أحد الأسباب الرئیسیة هو انخفاض مخاطر القطاع العام، شعار "أصدقاء الدولة" هو: أکل الطعام المنخفض دائما! وهذا هو، إذا کان القطاع الخاص یأکل کثیرا: فمن قبیل الصدفة ولا یدوم. فی کلمات السوق: عالیة منخفضة. والسبب الثانی هو الهویة الحکومیة. أی المشتری أو موظف القطاع العام، یعرف ما إذا کان قد فقد أو کان لدیه شکوى، فمن الواضح من لمن یذهب، ولکن القطاع الخاص سوف یکون بین عشیة وضحاها! ولکن السبب الثالث أو الأهم هو الإمکانیات العدیدة التی تملکها الحکومة. من المؤهلات الاجتماعیة إلى الإیجارات الاقتصادیة، کل واحد هو موضوع الساحرة للحکومة لتصبح أکبر. یمکنک أیضا تمکینهم عن طریق نقلهم إلى القطاع الخاص. على سبیل المثال، موظف أو شرکة حکومیة یعرف ما الذی سیعمل. یونغ، رئیس البرج یتلقى راتبه الشهری. وتبین المقارنة البسیطة بین الصحف الحکومیة وغیر الحکومیة ببساطة هذا الاختلاف. بالطبع، یمکن اعتبار صحیفتک قطاعا خاصا! ولکن جمیع قدراتها تأتی من الحکومة أو المؤسسات العامة مثل البلدیات. ولا یوجد فرق بین الوکالات الحکومیة والوکالات الحکومیة وشبه العسکریة والعسکریة، بل وحتى المؤسسات العامة. بسبب الأسباب الثلاثة المذکورة أعلاه: انخفاض الشهیة فی المخاطرة، وارتفاع الائتمان، والمرافق (الإیجارات) المتاحة و: عدم وجود مخاوف الکفاءة. لیس فقط بالنسبة لإیران، على سبیل المثال، جیش لدیه أعلى المیزانیات، وموظفیها یحصلون على أعلى المرتبات، من أجل الدفاع عن البلاد إذا کانت حربا. وقد لا تکون هناک حرب على الإطلاق. ومع ذلک، هناک حاجة إلى بلد ما، لذلک یتم تعیینهم دائما، ولیس لدیهم عجز فی المیزانیة. هذا المثال واضح، أکثر قابلیة للفهم، وجمیع الوزارات والهیئات الحکومیة هی نفسها. فعلى سبیل المثال، یتعین على وزارة الزراعة أن تقوم بما یلی: دعم الإنتاج الزراعی بحیث لا تکون هناک حاجة إلى واردات، ولکن تحقیقه أو عدم تنفیذه لا یؤثر على دفع مرتبات الموظفین أو التکالیف الجاریة. لذلک، من أجل الحد من الحکومة، یجب إعطاء إیجارات المعلومات والدعم المالی والاقتصادی. وهذا یعنی اللامرکزیة أو: مرکز الهروب! وهذا یعنی على حد سواء جیدة وسیئة. عادة ما تکون الوسائل السیئة أکثر، لذلک الحکومات لا تستفید من قوة وامتیاز الملکیة والامتیازات، وفی الواقع أنها لن تساعد فقط منافسه فی المستقبل، ولکن سوف تفریغها تحت قدمیها! ومن الأمثلة على ذلک الدعم النقدی. ومن الواضح أن ذلک یضع خزینة الحکومة فی جیوب الشعب، وهکذا، لم یرتفع رقمها حتى الآن.

Hökuməti aşağı salın

Bəziləri Serena'yı bağlayacaq! Məsələn, onlar yuxarıdan başlamaq lazımdır, onlar yuxarıdan hökuməti kiçiltmək başlayır. Yəni, insanlar heç bir səbəblə hökumətə getməlidirlər, bir kilometr aralıda dururlar və yorulmurlar! Şirkətlər və təşkilatlar nə üçün özlərini gizli hesab edirlərsə belə hökumətlə əlaqə qururlar. İnsanlar hökumət orqanlarına daha çox nəyə inanırlar? Məsələn, heç bir xüsusi bank İranın Milli Bankına heç bir zaman nail ola bilməyib? Bu səbəbi taparsaq, bu səbəbləri kəsərək, insanlar öz həyatlarına gedəcək və hökumətdən çıxacaq! Biz hamımız bilirik ki, dövlət işçilərinin maaşları daha formal və müasirdir! Özəl sektorda olan xüsusi tərəfdaşları çox az olma ehtimalıdır: adətən işçinin və ya işçinin maaşının yoxsul sinif koordinatlarıdır. Amma nə üçün onlar aşağı eyni əmək haqqı qazanmaq istəyirlər? Hökuməti işə götürmək üçün: Nə sahibkarlar iş görmürlər? Əsas səbəblərdən biri ictimai sektorun aşağı riskidir, "Dövlət Dostları" şüarı: həmişə aşağı yemək yeyin! Yəni, özəl sektor çox şey yeyirsə: bu təsadüf deyil və son deyildir. Bazarın sözlərinə görə: yüksəkdir. İkinci səbəb hökumət kimidir. Yəni, alıcı və ya dövlət sektoru işçisi itirmiş və ya şikayət vermiş olub olmadığını bilir, Kimin kimə gedəcəyini ancaq özəl sektor gecə olacaq! Lakin üçüncü və ya ən mühüm səbəb hökumət üçün mövcud olan resursların bolluğudur. Sosial etimaddan iqtisadiyyat icarəyə qədər, hər biri hökumət üçün daha böyük olmaq üçün cazibədar bir mövzu. Siz onları özəl sektora ötürməklə gücləndirə bilərsiniz. Məsələn, bir işçi və ya hökumət şirkəti nə işləyəcəyini bilir. Nə pis bir şey! Qüllə başı Youne aylıq maaş alır. Hökumət və qeyri-hökumət qəzetləri arasında sadə bir müqayisə sadəcə bu fərqi göstərir. Əlbəttə ki, qəzetiniz özəl sektor hesab edilə bilər! Lakin bütün imkanları hökumət və ya belediyeler kimi ictimai qurumlardan gəlir. Hökumət qurumları və dövlət qurumları, hərbi və hərbi birliklər, hətta ictimai qurumlar arasında heç bir fərq yoxdur. Yuxarıda göstərilən üç səbəbdən görə: aşağı risk iştahı, yüksək kredit və imkanları (icarə) və səmərəliliyi ilə bağlı narahatlıqlar. Yalnız İran üçün deyil, məsələn, bir ordunun ən yüksək büdcəsi var və onun işçiləri müharibə olsa, ölkəni müdafiə etmək üçün ən yüksək maaş alırlar. Və heç bir müharibə ola bilməz. Amma bir ölkəyə ehtiyac var, buna görə də həmişə işə götürülür və büdcə kəsiri yoxdur. Bu nümunə aydın, daha anlaşılır və bütün nazirliklər və dövlət qurumları eynidır. Məsələn, Kənd Təsərrüfatı Nazirliyi: kənd təsərrüfatı istehsalına dəstək vermək üçün idxalata ehtiyac yoxdur, ancaq bunun reallaşdırılması və ya yerinə yetirilməməsi işçilərin əmək haqqının ödənilməsinə və ya cari xərclərə təsir göstərmir. Buna görə hökuməti azaltmaq üçün məlumat kirayəsi və maliyyə və iqtisadi dəstək vermək lazımdır. Bu, mərkəzdən kənarlaşdırma və ya: qaçış mərkəzi deməkdir! Həm yaxşı, həm də pis deməkdir. Ümumiyyətlə pis vasitələri daha çoxdur, buna görə hökumətlər əmlak və güzəştlərin gücündən və imtiyazlarından yararlanmırlar və əslində gələcək rəqiblərinə kömək etmir, ancaq ayağının altında boşaltacaqlar! Məsələn pul köçürmələri. Hökumətin xəzinəsini xalqın cibində açıqca ortaya qoyur və buna görə indiyə qədər rəqəmlər yüksəldi.

 

  نظرات ()
. حتی مالزی و کره را! ابر قدرت می دانند، ولی ایران را هرگز! نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱۳

دست خالی ما در دفاع از هویت خود.

طالبی کار گردان  فیلم یتیم خانه ایران گفت : انگلیسیها کاری کردند که فوق لیسانس های تاریخ هم، نمی توانند حقیقت 14میلیون! قتل عام ایرانی را در دوران قحطی بفهمند. واقعا این نوع بی خبری چطور اتفاق افتاد؟ چرا مردم ایران هنوز از عمق: فاجعه استعمار انگلیس بی خبر هستند؟ چه کسی دست های ما را، برای دفاع از هویت خودمان خالی کرده است؟ به نظر ما بزرگترین دشمن مردم این مرز و بوم، کسانی هستند که خود را سخاوتمند میدانند! و همه هستی ما را به دشمن می بخشند، و به این سخاوت و بخشندگی! هم افتخار می کنند. گرچه استعمار انگلیس در ایران، از قرن 15شروع می شود، آنها سعی می کنند با ترویج خط لاتین و: کتب یونانی قدیمی ذهن دانشمندان ایرانی را منحرف کنند، و ثابت کنند که دانشمندان ایرانی اسلامی، اشتباه می کنند و حقیقت نزد یونانیان! و به عبارتی بهتر در نزد انگلیسی ها هست و بس! اما اول کسی که این موضوع را می قهمد، شیخ شهاب الدین سهروردی است.  او با انتخاب کلمه اشراق از ریشه شرق سعی دارد: بفهماند که فلسفه و علم از شرق به غرب رقته است، زمانی که تمدن اسلامی در اوج بوده، مردم اروپا در قبیله هایی مانند وایکینگها، به دزدی دریایی مشغول بوده اند. هنوز هم دزدی دریایی! در هالیوود هم، جذاب ترین موضوعات و: گیشه پسند ترین فیلم هاست. اما شیخ با یک مشکل اساسی روبرو بوده: و آن سخاوتمندی برخی ها برای: نسبت دادن دستاوردهای تمدن ایران به غربی ها ست. حتی بدبینی او به ابوعلی سینا و: متکلمان و فلاسفه اسلامی هم میرسد که: برخی ها او را ضد فلسفه هم گفته اند، چون معتقد بود ابن سینا به نادرست و: سخاوتمندانه یافته های خود، از اسلام و قران را به یونان باستان نسبت می دهد. البته هجوم ناجوانمرئانه به شیخ اشراق باعث شد: تا مبارزه با غربزدگی تا مدتها مسکوت بماند. و لا اقل در زمینه علم و فلسفه، کسی مدعی هویت ایرانی نباشد. زیرا این بحث ها از زمان معاویه شروع می شود. وی با انتخاب شام بعنوان پایتخت خود، در واقع برای مبارزه با اسلام، غرب را انتخاب می کند. در زمان یزید هم گفته شده که: بهترین مشاوران او رومی بوده اند! و لذا مبارزه با غرب گرایی بسیار مشکل بوده. حتی در زمان ما بعد از مدتها، این جلال آل احمد بود که با نوشتن: کتاب غرب زدگی و: خدمت و خیانت روشنفکران، موضوع را دوباره مطرح می سازد. اما همچنان بحث در محاق بود، مثلا روحانی مبارزی چون ایت الله کاشانی، مورد هجوم بود یا برخی نویسندگان مانند: اسماعیل رائین سعی داشتند: پلوخوران سفارت انگلیس را افراد دیگری معرفی کنند. اشاره آقای طالبی کارگردان به همین موضوع است: یعنی وابستگان انگلیس، با بی طرف نشان دادن خود: افراد ملی و مذهبی را به مسلخ می بردند، تا مردم به انان بدبین شوند و: یه سخنان آنان توجه نکنند. مانند یهودیان، آنقدر اسرائیلیات می نوشتند و می گفتند، تا جای شهید و جلاد را عوض کنند! کاری که هنوز هم بنگاه سخن پراکنی بی بی سی انجام می دهد. با زرنگی خاصی: اولا بین مسئولین اختلاف ایجاد می کند، ثانیا مردم را نسبت به ابعاد مثبت روحانیت بد بین می کند. البته فقط این یک روش نیست، بلکه استعمار پیر و به تیع آن استعمار نو: صهیونیزم و ارتجاع عرب، ابتدا به حذف فیزیکی اقدام می کنند: چنانچه 14مییلیون ایرانی را کشتند، و کسی متوجه نشد! بعد اگر کسی هم متوجه شد، با روش افعال معکوس! همه را به گردن خود ایرانیان می اندازند: که مثلا نظافت را رعایت نمی کردند:  حقوق شهروندی را نمی دانستند و:اصلا متمدن نبودند. در زمان ما هم می بینیم با اینکه: ایران تنها ابرقدرت جهان است، ولی آنها ابتدا آمریکا را ابرقدرت معرفی می کنند! بعد اگر نشد سراغ چین و روسیه می روند. حتی مالزی و کره را! ابر قدرت می دانند، ولی ایران را هرگز!

Our empty hand in defense of our identity.

Talebi, director of the Iranian orphanage, said: "The British have made the master's degree in history, can not get the truth of 14 million! Understand the Iranian massacre during the famine. How did this really happen? Why are Iranian people still out of the depths: the British colonial disaster is unaware? Who has left our hands to defend our identity? In our opinion, the greatest enemy of the people of this border is those who consider themselves generous! And all ours give us the enemy, and to this generosity! Both are proud. Although English colonization in Iran dates back to the 15th century, they try to distort the minds of Iranian scholars by promoting the Latin line and: the ancient Greek books, and proving that the Iranian Islamic scholars are wrong and the truth is with the Greeks! And in other words, it's better for the English! But the first one who is quoting this is Sheikh Shahabuddin Suhrawardi. By choosing the word "Ishraq" from the east, he tries to: find out that philosophy and science are from the east to the west, when Islamic civilization was at its peak, the people of Europe were engaged in piracy in tribes like the Vikings. Still piracy! In Hollywood, the most exciting topics are: The Box is the most enjoyable movie. But sheikh faced a major problem: and it's some kind of generosity to attribute the achievements of Iranian civilization to the West. Even his pessimism to Abu Ali Sina and the Islamic theologians and philosophers is that some of them have also told him anti-philosophy, because he believed that Ibn Sina was wrong and: generously, his findings brought Islam and the Quran to ancient Greece. To give Of course, the outrageous invasion of Sheikh Ishraq led to a long delay in the fight against westernization. And at least in the field of science and philosophy, nobody claims to be Iranian. Because these discussions start from the time of Mu'awiyah. By choosing his dinner as his capital, he chooses the West to fight Islam. At the time of Yazid, it was said that his best consultants were Roman! And so the struggle against Westernism was very difficult. Even in our time after a long time, this was the glory of Al-Ahmad, which, by writing: the book of Westernization and: the service and betrayal of intellectuals, reemerges the issue. But it was still controversial; for example, a cleric, such as Ayatollah Kashani, was attacked, or some writers such as: Ismail Raine tried to introduce the plakhokhun of the British embassy to other people. Mr. Talebi's pointing to the director is the same: that is, British affiliates, with their impartial representation, arrested the national and religious people, so that people would be skeptical of them: they do not pay attention to their words. Like the Jews, they wrote so much Israelis and they said, to change the place of the martyr and the hangman! What is still doing in the BBC Broadcasting Corporation. With a certain savvy: firstly, it creates a difference between the authorities, and secondly, the people will look at the positive aspects of the clergy. Of course, this is not just a method, but old colonialism, and in particular the new colonialism: Zionism and Arab reaction, initially act on physical removal: if they killed 14 milliards of Iranians, and nobody noticed! Then, if someone finds out, with the reverse verb method! They cast everyone into their own necks: they did not respect the cleaning up: they did not know the rights of citizens and: they were not civilized at all. At the same time, we see that Iran is the only superpower of the world, but they first introduce the United States as a superpower! If they do, they will go to China and Russia. Even Malaysia and Korea! They know the superpower, but never Iran!

لدینا ید فارغة فی الدفاع عن هویتنا.

وقال تالیبی، مدیر دار الأیتام الإیرانیة: "لقد جعل البریطانیون درجة الماجستیر فی التاریخ، لا یمکن الحصول على الحقیقة من 14 ملیون! فهم المجزرة الإیرانیة خلال المجاعة. کیف حدث هذا حقا؟ لماذا لا یزال الشعب الإیرانی خارج الأعماق: الکارثة الاستعماریة البریطانیة غیر مدرکة؟ من الذی ترک أیدینا للدفاع عن هویتنا؟ فی رأینا، أعظم عدو لشعب هذه الحدود هو أولئک الذین یعتبرون أنفسهم سخاء! وکل واحد منا یعطینا العدو، وهذا الکرم! کلاهما فخورون. على الرغم من أن الاستعمار الإنجلیزی فی إیران یعود إلى القرن الخامس عشر، فإنهم یحاولون تشویه عقول العلماء الإیرانیین من خلال تعزیز الخط اللاتینی و: الکتب الیونانیة القدیمة، وإثبات أن علماء الإسلام الإیرانیین مخطئون والحقیقة مع الیونانیین! وبعبارة أخرى، فمن الأفضل للغة الإنجلیزیة! ولکن أول من یقتبس هذا هو الشیخ شهاب الدین السحرودی. لا تزال القرصنة! فی هولیوود، والموضوعات الأکثر إثارة هی: المربع هو الفیلم الأکثر متعة. لکن الشیخ واجه مشکلة کبیرة: ومن نوع الکرم أن یعزو إنجازات الحضارة الإیرانیة إلى الغرب. حتى تشاؤمه لابن سینا ​​و: اللاهوتیین والفلاسفة الإسلامیة یبدو أیضا أن بعض من موقفه المناهض للفلسفة وقال، لأنه یعتقد ابن سینا ​​کاذبة: سخی النتائج التی توصلوا إلیها، والإسلام والقرآن فی الیونان القدیمة وعزا لإعطاء وبطبیعة الحال، أدى الغزو الفاحش للشیخ إشراق إلى تأخر طویل فی مکافحة الغرب. وعلى الأقل فی مجال العلم والفلسفة، لا أحد یدعی أنه الإیرانی. لأن هذه المناقشات تبدأ من وقت معاویة. باختیار عشاء عاصمته، یختار الغرب لمحاربة الإسلام. فی وقت یزید، کان یقال أن أفضل الاستشاریین له کانوا الرومانیة! وهکذا کان النضال ضد الغربیین صعبا جدا. حتى فی عصرنا بعد وقت طویل، کان هذا مجد الأحمد، الذی، من خلال الکتابة: کتاب التغریب و: خدمة وخیانة المثقفین، یعید القضیة. ویشیر السید طلیبی إلى أن المخرج هو نفسه: أی أن الشرکات التابعة البریطانیة، بتمثیلها المحاید، اعتقلت الشعبین الوطنی والدینی، حتى یکون الناس متشککین إزاءهم: فهم لا یهتمون بکلماتهم. مثل الیهود، کتبوا الکثیر من الإسرائیلیین وقالوا، لتغییر مکان الشهید و الجلاد! ما یزال لا یزال فی هیئة الإذاعة البریطانیة. مع الدهاء معین: أولا، فإنه یخلق فرقا بین السلطات، وثانیا، والناس سوف ننظر فی الجوانب الإیجابیة للکلیروس. وبطبیعة الحال، هذه لیست مجرد طریقة، ولکن الاستعمار القدیم، ولا سیما الاستعمار الجدید: الصهیونیة ورد الفعل العربی، تعمل فی البدایة على الإزالة الجسدیة: إذا قتلوا 14 بلیاردو من الإیرانیین، ولم یلاحظ أحد! ثم، إذا وجد شخص ما، مع طریقة الفعل العکسی! یلقیون الجمیع فی رقابهم: لم یلاحظوا، على سبیل المثال، الاستمالة: أنهم لا یعرفون حقوق المواطنة: لم تکن متحضرة على الإطلاق. وفی الوقت نفسه، نرى أن إیران هی القوة العظمى الوحیدة فی العالم، ولکنها أولا إدخال الولایات المتحدة کقوة عظمى! إذا فعلوا ذلک، سوف یذهبون إلى الصین وروسیا. حتى مالیزیا وکوریا! انهم یعرفون القوة العظمى، ولکن إیران أبدا!

Bizim şəxsiyyətimizi müdafiə etmək üçün əlimiz boş.

İranlı yetimhanenin müdiri Talebi, bunları qeyd etdi: "İngilislər tarix boyu magistr dərəcəsini etdi, 14 milyon həqiqəti ala bilmədi! Aclıq zamanı İran qırğını anlayın. Bu həqiqətən necə oldu? Nə üçün İran xalqı hələ də dərinliyindən çıxır? İngilis müstəmləkə fəlakəti xəbərsizdir? Kimliyimizi müdafiə etmək üçün əlimizi tərk edən kimdir? Bizim fikrimizcə, bu sərhəd xalqının ən böyük düşmənləri özlərini səxavətli hesab edənlərdir! Və hamımız bizə düşmən və bu cömertlik vermək! Hər ikisi də qürur duyur. Başqa sözlə, ingilis dilində daha yaxşıdır! Ancaq bunları söyləyən ilk şeyx Şahabuddin Suhrawardi. Şərqdən olan "İshraq" sözünü seçərək o, fəlsəfə və elmin şərqdən qərbə, İslam mədəniyyəti zirvəsinə çatdıqda, Avropalılar Vikinqlər kimi tayfalarla məşğul olduqlarını öyrənir. Hələ pirat! Hollywoodda ən maraqlı mövzular: The Box ən xoşbəxt filmdir. Şeyx isə böyük bir problemlə üzləşdi: İran sivilizasiyasının nailiyyətlərini Qərbə göstərmək üçün bir növ cömertlik var. İbn Sina Hətta onun pessimizm və də o İbn Sina saxta iman çünki onun anti-fəlsəfə bəzi edib ki, görünür ilahiyyatçılar və İslam filosofları: Comərd onların nəticələri, İslamın və qədim Yunanıstanda Quran aid Vermək Əlbəttə ki, Şeyx İshraqın qəzəbli işğalı qərbə qarşı mübarizədə uzun bir gecikməyə gətirib çıxardı. Ən azından elm və fəlsəfə sahəsində heç kim İranlı deyil. Çünki bu müzakirələr Muaviya dövründən başlayır. Onun paytaxtı kimi yeməyini seçərək, İslamı mübarizəyə qərb seçir. Yazid dövründə, onun ən yaxşı məsləhətçiləri Roma olduğunu söylədi! Batıcılığa qarşı mübarizə çox çətin idi. Yəhudilər kimi çox İsraillilər yazdılar və şəhid və cəllad yerini dəyişdirmək üçün dedilər! Hal-hazırda BBC Broadcasting Corporation-da nə edir. Müəyyən bir fərziyyə ilə: birincisi, bu orqanlar arasında fərq yaradır və ikincisi, insanlar ruhanilərin müsbət cəhətlərinə baxacaqlar. Sonra, kimsə tərs verb metodu ilə tapdıqda! Hər kəs öz boyunlarına atdılar: məsələn, qulluq etmədi: vətəndaşlıq hüquqlarını bilmirdilər: onlar tamamilə mədəni deyildi. Eyni zamanda biz İranın dünyanın yeganə güclü qüvvəsi olduğunu görürük, amma ilk olaraq ABŞ-ı super güc kimi təqdim edirlər! Əgər onlar bunu etsələr, Çin və Rusiyaya gedəcəklər. Malayziya və Koreya belə! Onlar super gücünü bilir, amma heç vaxt İran!

 

  نظرات ()
هالیوود مانند عقربه های ساعت، دائما در جهت ذائقه تماشاگر می چرخد نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱٢

جای خالی صنوف سینمایی.

اتاق بازرگانی که ادعا می کند: پارلمان بخش خصوصی است، در این پارلمان خیلی از صنوف نماینده ندارند! و این ادعای آنان خلاف واقع است. صنوفی که به دلیل منزوی بودن، احتیاج شدید تری به عضویت در این اتاق دارند، ولی همچنان مغفول مانده اند مانند: صنعت گردشگری صنعت سینما و حتی صنعت نفت! این صنایع مانند شتر مرغ با آنها برخورد می شود، موقعی که قرار است از رانت صنعت استفاده کنند، هنر بحساب می آیند! ولی وقتی می خواهند پز پیشرفت بدهند، از آنها بعنوان صنعت نامبرده می شود. یکی از مشکلات همه صنایع، بانک ها هستند اصولا کلمه بانک به معنی ربا است، بورس به معنی قمار بازی، بیمه هم وعده های توخالی. زیرا هزینه های پرسنلی و بازار یابی و پاداش مدیران، در هرسه ب! به قدری بالا است که: اجازه فعالیت در چارچوب قانونی را به آنها نمی دهد. سینما هم در گیر این مشکلات است. تهیه کنندگان سینما ترجیح می دهند: بجای افتادن در چاه بانک ها، به چاله نزولخواران بیافتند! چون لا اقل زندانی شدن ندارد. سینما اصلا در بازار یورس پذیرفته نمی شود، و خنده دار هم هست! برخی مواقع اصلا نگاه به گیشه یک ناسزا است: برای تولید کننده سینما! از بیمه هم که خبری نیست، با اینکه تمام بودجه خانه سینما، صرف بیمه تکمیلی می شود، ولی ثمری ندارد و اغلب بیمه شوندگان، با درد بی درمان بی پولی می سازند واثاث خود را می فروشند! تبدیل به صنف بساز بفروش ها شدند: با گرانی می سازند و فرش زیرپایشان را می فروشند! لذا می بینیم در گرفتاری صنعت، فرقی بین صنعت سینما با صنایع دیگر نیست. علاوه بر صنعت سینما، صنعت نفت نیز همینطور است. وقتی رئیس جمهور یک کشور، به صنعت کاران داخلی نفت می گوید: من میدانم شما بهتر از خارجی ها کار می کنید، ولی دستتان خالی است و: نمی توانید سرمایه بیاورید! از اتاق صنایع و معادن چه انتظاری است؟ آنها که اصلا صنعت نفت خصوصی را، به رسمیت نمی شناسند! و عضوگیری ندارند. آیا اتاق می داند که گردشگری هم یک صنعت است؟ یا با یک پوزخند از کنار آن می گذرد؟ آقای شافعی میداند: هوانوردی کشتی سازی، صنایع فراساحل هم صنعت محسوب می شود؟ یا نمی خواهد بداند؟ و اصلا از اینکه اتاق بزرگتر از این بشود ناراحت است؟ ادعای پارلمان بخش خصوصی داشتن، این چیزها را هم دارد: یعنی اتاق باید به اندازه تمام صنایع فراگیر باشد، و نمایندگی واقعی آنان را داشته باشد. و این تازه فقط در بعد صنعت است. در بعد تجارت یا بازرگانی، از این هم ضعیف تر است. همین سینمای ایران که توانسته در دنیا، برای خود جایی باز کند، آیا اتاق بازرگانی از خود پرسیده که: چه کمک بزرگی می توانسته بکند، ولی از کنار آن گذشته است؟ بقول مدیر شایسته خانه سینما، وقتی حججی ها در آن دور دست ها، امنیت کشورمان را تامین می کنند، سینما هم در آن دور دست ها، نیاز به سربازانی دارد که: منافع ملی ما را پاس دارند. در حالی که این هنر صنعت بزرگ، هیچگاه از سوی بازرگانان جدی گرفته نشد. هالیوود دارای بزرگترین استادان: بازار یابی است که هر لحظه، فیدبک و بازخورد بازار را گزارش می دهند، و هالیوود مانند عقربه های ساعت، دائما در جهت ذائقه تماشاگر می چرخد! در حالی که سینمای ایران، گرفتار یک سفسطه است که: آیا باید به گیشه اهمیت داد یا خیر! سینمای دنیا تنها هدف خود را جذب مخاطب اعلام می کند، این یعنی همان شعار حق بامشتری است! ولی اتاق بازرگانی ایران، حتی یک عضو برای تجارت فیلم ندارد. مگر معادن! سینمایی کمتر از معدن آهک یا نمک، به این مرز و بوم خدمت می کنند، که اسمی از آنها نیست؟

Vacant cinema classes.

The Chamber of Commerce, which claims to be a private sector parliament, does not have many representatives in this Parliament! And their claim is false. The classes that have become more in isolation due to their isolation, but still remain neglected: the tourism industry of the cinema industry and even the oil industry! These industries are treated like an ostrich, when they are going to use industry rents, art is considered! But when they want to make progress, they are referred to as the industry. One of the problems of all industries, banks are basically the word bank means ubiquitous, stock exchange means gambling, hollow promise insurance. Because staff costs and marketing and rewards of managers, at all three! It is so high that it does not allow them to operate in the legal framework. The cinema is also in trouble. Cinema makers prefer to go to the pit! Instead of falling into the wells of banks! Because he does not have a minimum imprisonment. Cinema is not accepted at the Yorkshire market, and it's funny! Sometimes the look at the desk is a mischief: for the cinema producer! There is no insurance, even though all the budget of the cinema house is paid for supplementary insurance, but it does not yield, and most of the insurers make unpaid pain without money and sell it! Become a salesperson Selling: They make expensive and sell their underwear! So, in the industry, there is no difference between the cinema industry and other industries. In addition to the cinema industry, the oil industry is the same. When the president of a country tells the domestic oil industry, "I know you work better than foreigners, but your hand is empty, and you can not bring capital!" What is expected of the Chamber of Industries and Mines? They do not recognize the private petroleum industry at all! And have no recruitment. Does the room know that tourism is also an industry? Or with a grin passing by it? Mr. Shafei knows: Shipyard, offshore industry is considered an industry too? Or does not want to know? And is it really sad that the bigger room is upset? The private sector's parliamentary claim also has these things: that the room should be as large as all other industries, and have a real representation of them. And this is just the industry dimension. In terms of trade or commerce, it is even weaker. The same Iranian cinema, which has opened its doors to the world, has asked the Chamber of Commerce: What could have done a great deal, but has it gone? According to the director of the house of cinema, when the Hajjis in that distant part secured our country's security, the cinema in those parts of the hands also needs soldiers who: protect our national interests. While this great industry art has never been taken seriously by businessmen. Hollywood has the largest professors: marketing, which reports at any moment, feedback and market feedback, and Hollywood, like the clockwise, is constantly turning to the tastes of the audience! While Iran's cinema is caught up in a fallacy: should the box be of importance? The world's cinema only announces its goal, which means the same slogan is right! But the Iranian Chamber of Commerce has not even a member of the film business. Save mines! Cinematic less than a lime or salt mine, serve this border, which is not a name for them?

دروس السینما الشاغرة.

غرفة التجارة، التی تدعی أنها برلمان القطاع الخاص، لیس لدیها العدید من الممثلین فی هذا البرلمان! ومطالبتهم خاطئة. الطبقات التی أصبحت أکثر فی عزلة بسبب عزلتها، ولکن لا تزال مهملة: صناعة السیاحة فی صناعة السینما وحتى صناعة النفط! یتم التعامل مع هذه الصناعات مثل النعامة، عندما کانوا ذاهبون لاستخدام الإیجارات الصناعة، ویعتبر الفن! ولکن عندما یریدون إحراز تقدم، یشار إلیهم باسم الصناعة. واحدة من مشاکل جمیع الصناعات والبنوک هی فی الأساس کلمة بنک یعنی فی کل مکان، یعنی البورصة القمار، والتأمین الوعد جوفاء. لأن تکالیف الموظفین والتسویق والمکافآت من المدیرین، على کل ثلاثة! وهی عالیة جدا بحیث لا تسمح لها بالعمل فی الإطار القانونی. السینما أیضا فی ورطة. صناع السینما یفضلون الذهاب إلى الحفرة بدلا من الوقوع فی آبار البنوک! لأنه لیس لدیه حد أدنى من السجن. لا تقبل السینما فی سوق یورکشایر، وأنه مضحک! فی بعض الأحیان نظرة على المکتب هو الأذى: للمنتج السینما! لا یوجد تأمین، على الرغم من أن جمیع میزانیة دار السینما تدفع مقابل التأمین التکمیلی، لکنها لا تسفر، ومعظم شرکات التأمین تجعل الألم بدون أجر بدون المال وبیعه! تصبح مندوب مبیعات بیع: أنها تجعل مکلفة وبیع الملابس الداخلیة الخاصة بهم! لذلک، فی هذه الصناعة، لیس هناک فرق بین صناعة السینما وغیرها من الصناعات. بالإضافة إلى صناعة السینما، وصناعة النفط هی نفسها. عندما یقول رئیس بلد صناعة النفط المحلیة، "أنا أعلم أنک تعمل بشکل أفضل من الأجانب، ولکن یدک فارغة، ولا یمکنک جلب رأس المال!" ما هو المتوقع من غرفة الصناعات والمناجم؟ انهم لا تعترف صناعة البترول الخاصة على الإطلاق! ولیس لدیهم تجنید. هل تعرف الغرفة أن السیاحة هی أیضا صناعة؟ أو مع صرامة یمر بها؟ السید شافی یعرف: حوض بناء السفن، تعتبر الصناعة البحریة صناعة أیضا؟ أو لا ترید أن تعرف؟ وهل من المحزن حقا أن الغرفة الکبیرة مضطربة؟ إن الادعاء البرلمانی للقطاع الخاص له أیضا هذه الأمور: أن الغرفة یجب أن تکون کبیرة مثل جمیع الصناعات الأخرى، وتمثیل حقیقی لهم. وهذا هو مجرد البعد الصناعة. من حیث التجارة أو التجارة، بل هو أضعف. وقد طلبت السینما الإیرانیة نفسها، التی فتحت أبوابها للعالم، غرفة التجارة: ماذا کان یمکن أن یفعل الکثیر، ولکن هل ذهب؟ وفقا لمدیر دار السینما، عندما حجیس فی هذا الجزء البعید تأمین أمن بلدنا، والسینما فی تلک الأجزاء من أیدی یحتاج أیضا الجنود الذین: حمایة مصالحنا الوطنیة. فی حین أن هذا الفن صناعة کبیرة لم تؤخذ على محمل الجد من قبل رجال الأعمال. هولیوود لدیها أکبر الأساتذة: التسویق، والتی تقاریر فی أی لحظة، وردود الفعل وردود فعل السوق، وهولیوود، مثل عقارب الساعة، وتحول باستمرار إلى أذواق الجمهور! فی حین أن السینما الإیرانیة محاصرة فی مغالطة: هل یجب أن یکون المربع ذا أهمیة؟ السینما تعلن فقط الجمهور المستهدف، مما یعنی نفس الشعار هو الحق! لکن غرفة التجارة الإیرانیة لم تکن حتى عضو فی الفیلم. حفظ الألغام! سینمائیة أقل من الجیر أو منجم الملح، تخدم هذه الحدود، التی لیست اسما لهم؟

Boş kino sinifləri.

Xüsusi bir sektor parlamenti olduğunu iddia edən Ticarət Odası, bu Məclisdə çox sayda nümayəndəyə sahib deyil! Və onların iddiası yalan. Təcrid halından daha təcrid vəziyyətdə olan siniflər hələ də laqeyd qalır: kino sənayesinin turizm sənayesi və hətta neft sənayesi! Bu sənayelər sənaye kiralarını istifadə edərkən bir dəvəquşu kimi qəbul edilir, sənət düşünülür! Ancaq irəliləyiş əldə etmək istədikləri zaman sənayeyə istinad edilir. Bütün sənaye sahələrinin problemlərindən biri olan banklar əsasən söz bankı hər yerdə deməkdir, fond birjası qumar, boş sözlə bağlı sığorta deməkdir. Çünki heyətin xərcləri və menecerlərin marketinqi və mükafatları, hər üçdə! Bu qədər yüksəkdir ki, onların hüquqi çərçivədə fəaliyyət göstərməsinə imkan vermir. Kino da narahatlıq içindədir. Kino sənətkarları çuxura getməyi üstün edir! Bankların quyularına düşmək əvəzinə! Çünki ən az həbs cəzası yoxdur. Kino Yorkshire bazarında qəbul edilmir və bu, komikdir! Bəzən masanın baxışı bir fəlakətdir: kinoteatr istehsalçısı üçün! Sığorta yoxdur, kino evinin bütün büdcəsi əlavə sığorta üçün ödənilirsə də, lakin vergi vermir və sığortaçıların əksəriyyəti ödənişsiz pul vermir və satır! Satıcı ol Satış: Onlar bahalı və iç geyimləri satırlar! Beləliklə, sənayedə kino sənayesi ilə digər sənaye arasında fərq yoxdur. Kino sənayesi ilə yanaşı, neft sənayesi də eynidır. Bir ölkənin prezidenti daxili neft sənayesini izah edərkən "Xaricilərdən daha yaxşı işlədiyinizi bilirəm, amma əliniz boşdur və siz kapital gətirə bilməzsiniz!" Sənaye və Mina Palatasından nə gözlənilir? Onlar özəl neft sənayesini tanımırlar! Və heç bir cəlb yoxdur. Otaq turizmin də sənayesi olduğunu bilirmi? Yoxsa ondan keçən bir azğınlıq var? Cənab Shafei bilir: Tersanesi, offshore sənayesi də bir sənaye sayılır? Və ya bilmək istəmirmi? Və böyük bir otaq üzdü ki, həqiqətən kədərli? Özəl sektorun məclis iddiasında da bu şeylər var: otağın bütün digər sənaye sahələri qədər böyük olması və bunların gerçək bir şəkildə təmsil edilməsi lazımdır. Və bu yalnız sənayenin ölçüsüdür. Ticarət və ticarət baxımından hətta zəifdir. Dünyaya qapılarını açan eyni İran kinou Ticarət Palatasına xahiş etdi: Nə qədər böyük işlər görmüşdü, amma getdi? Kino evinin direktorunun sözlərinə görə, bu uzaq hissədə olan həcclər ölkəmizin təhlükəsizliyini təmin edəndə əllərin bu hissələrində olan kino da milli maraqlarımızı qoruyan əsgərlərə lazımdır. Bu böyük sənaye sənəti iş adamları tərəfindən ciddi qəbul edilməmişdir. Hollywood ən böyük professorları var: marketinq, hər an hesabat verir, geribildirim və bazar rəyləri və Hollywood, saat istiqamətində olduğu kimi, daim tamaşaçıların zövqlərinə çevrilir! İran kinosunun səhvənliyə tutulduğu halda: qutu vacibdirmi? Dünya kinosu yalnız öz hədəfini elan edir, yəni eyni şüar doğru! Ancaq İran Ticarət Palatası film sənətkarlığının üzvü deyil. Mayları saxla! Sinematik, bir əhəng və duz mindən daha az, onlar üçün bir ad olmayan bu sərhədə xidmət edir?

 

  نظرات ()
فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی - ۱۳٩٦/٦/۱۱

معماری ایرانی یا رومی؟

طرح معماری کلیسا در قرون وسطی، نشان می دهد که همگی مانند: دژی محکم در مقابل نور هستند! داخل آنهم فقط چند عدد شمع ، ولی معماری ایران بر ان تاثیر می گذارد و: بعد از رنسانس پنجره های بزرگی، تا زیر سقف برای دعوت نور به داخل درست می کنند. درون آن را هم نقاشی های هندسی و: گل بوته و در برخی موارد اسلیمی و: مینیاتوری انجام می دهند. میگویند داوینچی آنقدر نقاشی رنگ روغن، در کلیساها انجام داد که براثر: ریختن رنگ ها به چشمش بینایی خود را از دست داد. زیرا این روغنکاری ها و: نقاشی های سقف مشکل بود و برای جلوگیری از: ریزش رنگ به چشم، هیچ روشی کشف نشده بود. جالب این است که این طرح ترکیبی جدید کلیسا، در ایران بعنوان طرح معماری اروپایی! نامگذاری شد و افرادی که می خواستند: تحولی در ساخت مسجد بوجود آورند، از ان استفاده کردند که مهمترین آن، مسجد الجواد در میدان هفتم تیر تهران است. جالب تر آنکه حتی کلیساهای قرون وسطی، که به شکل قلعه ساخته می شدند، برداشتی ساده از معماری ایرانیان: در زمان ساسانیان بود و اغلب آنها، دارای دیوار های ضخیم و کنگره دار بودند. اینها البته طبیعی است، زیرا که رفت و آمد مردم در: کشورهای محتلف استفاده از طرح های انان را در پی دارد. اما مهم این است که نباید الینه شد، فرهنگ خود را از دست داد و: یا همه را مدیون فرهنگ دیگران دانست. اختلاط فرهنگی بین ایران و سایر کشورها، به زمان های دور بر می گردد. ایرانیان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، به عنوان مرکز جهان مطرح بوده اند: شرق و غرب عالم از ایران شروع می شد! به قول نقشه کش های معماری، نقطه آکس همه نقشه ها کوه دماوند بود. شمال دماوند برای همه دنیا شمال بود! جنوب آن جنوب محسوب می شد، شرق آن کشورهای آسیایی و غرب آن هم کشورهای غربی! به این جهت ایرانیان ساکن ترین مردم دنیا بودند. اما دیگر کشورها برای یافتن: مزارع و امکانات بهتر زیستی، دائما در حال حرکت بودند و اغلب آنها: به ایران هم حمله کرده اند! ولی غنای فرهنگی و تاریخی ایران، باعث شده که در مدت کوتاهی، حمله کنندگان خود، مدافع فرهنگ وادب و علم و دانش ایران شوند. و از ایران برای اداره کشور خودشان کمک بخواهند. نقش ایرانیان در دوران حکومت اعراب بنی عباس، کاملا واضح بود وحتی ترکان نیز، آداب را از ایرانیان آموختند. و سلسله هایی مثل غزنویان یا سلجوقیان ایجاد کردند. و این مراودات بین: ایران و اروپا هم بوده است. وچون به زمان ما نزدیکتر است باید: بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا: تاثیرات متقابل آن به نفع خارجی ها تمام نشود. زیرا برخی ها چنان لارج هستند! که همه هستی ایرانیان را متعلق به: یونان قدیم می دانند، حتی بافته های ذهنی فعلی خود را هم، به رومی ها نسبت می دهند!  در آثار تخت جمشید، و دوران قبل از اسلام، معماران ایرانی کوشش داشتند: انسان را به خدا متوجه کنند، از این رو برای همه انسان ها و نماد ها، بال های دوگانه تعبیه می نمودند! همه مردان هخامنش سر بسوی زمین دارند، ولی دو بال دارند که آنها را بالا می کشد، یا از آنها می خواهد که به آسمان توجه کنند. ولی در معماری جدید و غربی، انسان با یک کوله پشتی سنگین! عصا در دست پای در کفش نقاشی می کنند، در حالیکه سر او رو به اسمان است! یعنی او را که هوای خدایی شدن دارد، به زمین می چسبانند که قران می فرماید:( اثاقلتم الی الارض؟) آیا از سنگینی به زمین چسبیده اید؟ ودر جای دیگری می فرماید: کلمات خوب بسوی خدا بالا می روند. فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد. ولی هنر شیطانی می خواهد: او را زمین گیر کند و بگوید: همین است که هست و: چیز دیگری نیست!(بودور کی وار)

Iranian or: Roman architecture?

The architecture of the church in the Middle Ages shows that everyone is like a stronghold against light! Inside, there are only a few candles, but the architecture of Iran affects it: after the renaissance of large windows, they make up the roof underneath to invite light. Inside it, there are geometric drawings: flowering plants, and in some cases slalomic and miniature ones. They say that Da Vinci did such a painting of oil paintings in the churches as to lose sight of the color of his eyes. Because these lubricants and: ceiling paintings were difficult, and to prevent: color loss in the eye, no method was discovered. Interestingly, this new composition of the church, in Iran as a European architecture project! It was named after the people who wanted to make a change in the construction of the mosque, most notably the al-Jawad mosque in Tehran's 7th Tir Square. Interestingly, even the medieval churches built in the form of a castle were a simple notion of Iranian architecture: during the Sassanid era, and most of them had thick walls and congresses. This, of course, is natural, because the people's movement in: the countries that make use of their plans. But it's important that he should not be Eline, he lost his culture and either owes everyone to the culture of others. The cultural mix between Iran and other countries goes back to time. Iranians have been considered as the center of the world due to their geopolitical position: the East and West of the world began from Iran! In the words of architectural mappers, the point of all the maps of Mount Damavand was Ax. North Damavand was the north for the entire world! The south was south, the east of those Asian countries and the west of the western countries! For this reason, Iranians were the inhabitants of the world. But other countries were constantly on the move to find: farms and better bio-facilities, and most of them: have invaded Iran! But the cultural and historical richness of Iran has prompted the attackers to defend Iran's culture and science and knowledge in a short time. And they ask for help from Iran to run their own country. The role of Iranians during the Bani Abbas Arab era was quite clear, and even Turks learned the customs from Iranians. And created dynasties like Ghaznavids or Seljuks. And this relationship has been between Iran and Europe. And since it is closer to our time, it should be: more explored, so that its reciprocal effects do not end in favor of foreigners. Because some are so loose! Whoever knows all of Iranians belongs to: ancient Greece, they even attribute to their Romans even their current woven material! In the works of Persepolis and the pre-Islamic era, Iranian architects tried to: understand mankind in God, so that for all human beings and symbols, they had double wings! All Achaemenid men have head to ground, but have two wings that raise them, or they ask them to pay attention to the sky. But in the new and Western architecture, a man with a heavy backpack! The cane is painted in the shoes at the foot of the foot, while the head is hovering over it! That is, he tries him to be God-given to the earth, the Qur'an says: "Are you clinging to the ground and saying in another place: Good words go up to God. The philosophy of art in architecture is in Islam and in Iran. That is, mankind is elevated, but evil art wants to stumble upon him and say: that is what it is: there is nothing else!

الهندسة المعماریة الإیرانیة أو الرومانیة؟

بنیة الکنیسة فی العصور الوسطى تبین أن الجمیع هو مثل معقل ضد الضوء! فی الداخل، هناک سوى عدد قلیل من الشموع، ولکن الهندسة المعماریة من إیران یؤثر علیه: بعد نهضة النوافذ الکبیرة، فإنها تشکل السقف تحت لدعوة الضوء. داخله، هناک رسومات هندسیة: النباتات المزهرة، وفی بعض الحالات، السلافیة و: مصغرة منها. یقولون أن دا فینشی لم مثل هذه اللوحة من اللوحات الزیتیة فی الکنائس لتغیب عن باله من لون عینیه. لأن هذه مواد التشحیم و: لوحات السقف کانت صعبة، ومنع: فقدان اللون فی العین، لم یتم اکتشاف أی طریقة. ومن المثیر للاهتمام، وهذا التکوین الجدید للکنیسة، فی إیران کمشروع العمارة الأوروبیة! وکان اسمه هو الشعب الذی أراد إجراء تغییر فی بناء المسجد، وأبرزها مسجد الجواد فی ساحة تیر السابعة فی طهران. ومن المثیر للاهتمام، حتى الکنائس فی القرون الوسطى التی بنیت فی شکل قلعة کانت فکرة بسیطة من العمارة الإیرانیة: خلال العصر الساسانی، ومعظمهم من الجدران والمجالس سمیکة. وبطبیعة الحال، هذا أمر طبیعی، لأن حرکة الشعب فی: البلدان التی تستفید من خططها. ولکن من المهم أن لا یکون إیلین، فقد ثقافته وإما مدینون للجمیع لثقافة الآخرین. والمزیج الثقافی بین إیران وبلدان أخرى یعود إلى الزمن. وقد اعتبر الإیرانیون مرکزا للعالم بسبب موقفهم الجیوسیاسی: بدأ شرق وغرب العالم من إیران! على حد تعبیر مصممی الخرائط المعماریة، کانت نقطة جمیع خرائط جبل دماوند الفأس. شمال دماوند کان الشمال لجمیع أنحاء العالم! کان الجنوب جنوبا، شرق تلک الدول الآسیویة وغرب الدول الغربیة! لهذا السبب، کان الإیرانیون سکان العالم. ولکن بلدان أخرى کانت على الدوام على استعداد للعثور على: المزارع ومرافق بیولوجیة أفضل، ومعظمها: غزت إیران! ولکن الثراء الثقافی والتاریخی لإیران دفع المهاجمین للدفاع عن ثقافة إیران ومعرفتها ومعرفتها فی وقت قصیر. وهم یطلبون المساعدة من إیران لإدارة بلادهم. کان دور الإیرانیین خلال عهد بنی عباس العربی واضحا تماما، وحتى الأتراک عرفوا العادات من الإیرانیین. وخلقت سلالات مثل الغزنویة أو السلاجقة. وکانت هذه العلاقة بین إیران وأوروبا. وبما أنه أقرب إلى عصرنا، فإنه ینبغی أن یکون: أکثر استکشاف، بحیث لا تنتهی تفاعلاتها لصالح الأجانب. لأن بعضها فضفاضة جدا! کل من یعرف کل الإیرانیین ینتمون إلى: الیونان القدیمة، بل أنها تعود إلى الرومان حتى المواد المنسوجة الحالیة الخاصة بهم! فی أعمال برسبولیس و عصر ما قبل الإسلام، حاول المهندسون المعماریون الإیرانیون: فهم البشریة فی الله، حتى أن لجمیع البشر والرموز، کان لدیهم أجنحة مزدوجة! کل الرجال الأخمینیین یتوجهون إلى الأرض، ولکن لدیهم جناحین یرفعونهم، أو یطلبون منهم أن یلتفتوا إلى السماء. ولکن فی العمارة الجدیدة والغربیة، رجل مع ظهره الثقیلة! یتم رسم قصب فی الأحذیة عند سفح القدم، فی حین أن الرأس تحوم فوق ذلک! وهذا هو أنه یحاول أن یکون الله تعطى للأرض، القرآن یقول: "هل أنت تشبث الأرض؟" فی مکان آخر یقول: کلمات جیدة ترتفع إلى الله، فلسفة الفن فی العمارة فی الإسلام وفی إیران. الرجل لرفع ولکن یرید الفن الشیطان له مستنقع ویقول: لهذا السبب هناک: لا شیء!

İran və ya Roma mimarisi?

Orta əsrlərdəki kilsənin memarı hər kəsin işıq əleyhinə qala kimi olduğunu göstərir. İçəridə bir neçə şam var, ancaq İranın memarlığı onu təsir edir: böyük pencerelərin arxasınca, işıq işıqlandırmaq üçün çatı altında qalırlar. İçəridə həndəsi şəkillər var: çiçəkli bitkilər və bəzi hallarda slavik və miniatürlər. Da Vinci, kilsələrdəki yağlı boya rəsmlərini gözlərinin rəngini görməməsi üçün belə bir şəkil etdi. Çünki bu yağlar və tavan rəsmləri çətin idi və qarşısını almaq üçün: gözdə rəng itkisi heç bir üsul aşkar edilmədi. Maraqlıdır ki, kilsənin bu yeni tərkibi, İranda Avropa məkanı layihəsi kimi! Məscidin tikintisində dəyişiklik etmək istəyən insanların adını, xüsusilə də Tehranın 7-ci Tür meydanında əl-Cəvad məscidini adlandırdılar. Maraqlıdır ki, hətta bir qala şəklində inşa edilən orta əsr kilsələri İran arxitekturasının sadə bir fikri idi: Sasanilər dövründə və onların əksəriyyəti qalın divarları və kongreləri idi. Əlbəttə ki, bu, təbii ki, xalq hərəkatıdır: onların planlarından istifadə edən ölkələr. Ancaq Elin olmamalı, mədəniyyətini itirmiş və ya hər kəsin başqalarının mədəniyyətinə borclu olması vacibdir. İran və digər ölkələr arasındakı mədəni qarışıqlıq zamanla geri qayıdır. İranlılar dünya geosiyasi mövqeyinə görə dünyanın mərkəzi hesab olunurlar: dünyanın Şərqi və Qərbi İrandan başladı! Arxitektura xəritəçiləri sözləri ilə bütün xəritələrin nöqtəsi Damavand dağı idi. Şimali Damavand bütün dünya üçün şimal idi! Cənub cənub, bu Asiya ölkələrinin şərqi və qərb ölkələrinin qərbi idi! Buna görə İranlılar dünyanın sakinləri idi. Amma digər ölkələr daim tapdılar: təsərrüfatlar və daha yaxşı bio-qurumlar və onların əksəriyyəti: İranı işğal etdi! Ancaq İranın mədəni və tarixi zənginliyi təcavüzkarların İranın mədəniyyətini, elmini və biliklərini qısa müddətdə müdafiə etməsinə səbəb oldu. Onlar öz ölkələrini idarə etmək üçün İrandan kömək istədi. Bani Abbas dövründə İranlıların rolu olduqca aydın idi və hətta türklər də İranlılardan gələn kökləri öyrəndilər. Qəznavilər və ya Səlcuqlar kimi sünnilər yaradılıb. Bu əlaqələr İranla Avropanın arasındadır. Və vaxtımıza daha yaxın olduğundan, bu, daha çox araşdırılmalı və onun qarşılıqlı təsiri əcnəbilərin xeyrinə bitməməlidir. Bəziləri çox boş olduğundan! Bütün iranlıları bilənlər: qədim Yunanıstan, hətta onların Romalılarına onların əqli düşüncələrini aid edirlər! Persepolis əsərlərində və İslam əvvəli dövründə İranlı mimarlar: Allahı insanları Allahla başa düşə bilsinlər ki, bütün insanlar və simvolları üçün ikiqat qanadı var! Bütün Əhəmənnəm kişiləri yerə qalxdılar, ancaq onları yüksəldən iki qanadı var və ya göyə diqqət göstərmələrini xahiş edirlər. Ancaq yeni və qərb arxitekturasında ağır bir sırt çantası olan bir adam! Qoç ayağın ayağında ayaqqabılarla boyanır, başı üzərinə gedir! Yəni, Allahın yer üzünə verilməsi üçün çalışır, Qurani-Kərim deyir: "Siz yerə yapışır və başqa bir yerdə deyirsiniz: Yaxşı sözlər Allaha tərəf yönəldilir, mimarlıkta sənət fəlsəfəsi İslamda və İranda. Yəni bəşəriyyət yüksəlmişdir, lakin pis sənət onun üzərinə büdrəmək istəyir və deyir: bu nədir ki, başqa bir şey yoxdur!

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان فکر می کنند خودشان نان می دهند ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! گرچه نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ دولت برای کوچک سازی باید برنامه مدون داشته باشد . حتی مالزی و کره را! ابر قدرت می دانند، ولی ایران را هرگز! هالیوود مانند عقربه های ساعت، دائما در جهت ذائقه تماشاگر می چرخد فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد به همت: راهپیمایان تسخیر واشنگتن نیاز است. انقلابی بودن، و هم آتش به اختیار بودن، حکمش قبلا صادر شده است!
کلمات کلیدی وبلاگ yeni il (٢) فلسفه تاریخ نوین (۱) qlobal (۱) təhsil (۱) dünya ailə (۱) mahnı adı yalanlar (۱) dünya hərbi (۱) allah dünyada (۱) onun bütün (۱) aləmlərin (۱) işçilərin (۱) hər şey (۱) dünya lideri: (۱) konfrans (۱) xəbərlər (۱) şayiələ (۱) news imperializm (۱) news arxasında (۱) heaven üzr (۱) islamda (۱) islamda motivasiya nədir? (۱) dəyəri yaxşı! (۱) idarəetmə il (۱) öldürmək (۱) al saud (۱) oyunçu (۱) piknik (۱) güclü (۱) yeni iran (۱) fatimə zəhra (۱) موازنه جهانی (۱) elbradei (۱) نوزایی جهانی (۱) ditroyt (۱) and these 100 cities (۱) نوه بزرگ پیامبر اسلام (۱) mediom (۱) mənəviyyat rolu (۱) pul bir çuval (۱) düşmən (۱) mahmud (۱) misir hərbi öhdəliyi (۱) müharibəsi (۱) xalqlar (۱) snipers (۱) bütün açılış dəvət (۱) düşük (۱) israil (۱) کابینه جهانی ! (۱) زنان (۱) فاطمه (۱) عربستان (۱) ورشکستگی (۱) gaz (۱) تحریم اقتصادی (۱) nowruz (۱) energy (۱) : (۱) حجاب ستیزی (۱) bayram (۱) محمد مرسی (۱) iz şübhəli etməlidir: (۱) valideynlər (۱) bütün neft (۱) سیستم استکباری با سیستم انقلابی، فقط یک تفاوت اساس (۱) əmək bölgüsü (۱) dünyanın təhdid edən mü (۱)
دوستان من ماهین نیوز English العربي 中国的 Turley وکیل من آموزش آشپزی پرتال زیگور طراح قالب